تخیل شرجی
می دانم
روزی ساقه های تکیده ی موهایم
در لمس عریان نگاهت
طلایی تر از آفتاب می درخشند…
می دانم
روزی پاهایم از ساحل فاصله می گیرد
و لا به لای خطوط سرخ شقایق
شتاب زده می رقصند…
می دانم
روزی دامن شاعرانه هایم
از دریا
از ماسه ها ی داغ
عبور می کند
و با ترانه های آتشین سرزمینت
به لهجه ای جدید
عاشقانه تر می چرخد در دهان باد…
می دانم
روزی با نوازش دستانت
واژه های مچاله روی تنم
بلندخوانی می کنند بوسه را
و لبهایم
سطر به سطر
گل می دهد…
می دانم …!!
اما
تمام تخیل شرجی ام
فقط از
چشمانم چکانده میشوند
بدون اینکه
“دیداری عاشقانه” سکوت لبهایم را بشکند…
#لیلا_ادبی
@leyla_adabi


