پرواز در قفس
در کام خود فرو ببر ای موج غم مرا
باید که مرده باشم و من زنده ام چرا
در حیرتم که بال مرا هم شکسته اند
بر بال باد گشته ام اما رها رها
سد می کشی به رویم و می گویی ام برو
پرواز در درون قفس تا کجا کجا
آهی مگر که همدم تنهایی ام شود
از دل برآید و بنشیند به جان ما
پر بسته دل شکسته به تاراج غم اسیر
حتی نمی رسد که به فریاد من صدا
در را گشود مرگ و صدایی شکسته گفت
آرام باش خسته دلی گر بیا بیا
۲۳ نیمه شب شنبه
۲۱ مهر ۱۴۰۳


