قلعه
اگر برای من از خودت می گذشتی
من و تو ما می شدیم اما نکردی
دوباره غم و حسرت هجوم آوردند
تو اما لحظه ای رو به دنیا نکردی
من تمام روزها را پشت سر گذاشتم
تو یکبار هم عشق را ادعا نکردی
همه طعنه ها را به جان خریدم
تو بدگویان مرا دعوا نکردی
دلت کناره گرفت از من قلعه ای ساختم
تو هیچ توجه ای به این رویا نکردی


