قالَ محسن(صلواتاللهعلیه)
ملائک خادمش هستند، از اوَّل الىٰ آخر
نمیفهمد مقامش را، کسی غیر از خدا آخر
همیشه با همه میگفت که “الجار ثم الدار”
دعا کرد ابتدا همسایهها را، خانه را آخر
دوایِ دردِ عالم گوشهی چشمانِ او بوده
غم و دردِ دلش ماندهست اما، بیدوا آخر
ولی بعد از پدر روزی به رویِ خاکِ غم افتاد
جفا کردند در حقِّ عزیزِ مصطفىٰ آخر
صدا زد فضّه را محزون، که محسن پر کشید امّا
نیفتاد از دلِ عالم، طنینِ آن صدا آخر
سؤالی هست از تاریخ، از این غربتِ بیحد
چرا پشتِ در افتادهست این بانو، چرا آخر؟
نشد آخر حدیثی بشنویم از محسنِ معصوم
حدیثِ قالَ محسن، حسرتِ دلهاست تا آخر
چه توفیقیست اشکِ محسنیّه، در عزایِ او-
-برای گریه هر چشمی، نگردد مبتلا آخر
عزایِ محسنیّه صاحبش زهرایِ مرضیّهست
حسابِ گریههایِ ماست با صاحب عزا آخر
عزایِ حضرتِ محسن سرآغازِ همه غمهاست
کمی فهمیدنش باشد، دلیلِ مرگِ ما آخر
ولی اوج مصائب کربلا و روزِ عاشوراست
حسینِ فاطمه گردد، ذبیحاً بِالقَفا آخر
#علی_گلچین_پور
شنبه اول شهریور ۱۴۰۴


