ما برای با تو بودن، عمر خود را باختیم؛
دل سپردیم و به این دیوانگیها ساختیم…
با تو بودن آرزو شد در غمی بی انتها
زندگی را پای یک لبخند فردا باختیم
خواب آرامی ندیدیم از هجوم فکر تو
شببهشب با خاطرت، تا صبح تنها باختیم
عاقبت فهمید قلبم، که دگر مال تو نیست
ما خود این پایان تلخ قصه را دل باختیم
بردی از ما هرچه بود و ما هنوزم ماندهایم؛
در حساب عاشقی، خود نه، تو را ما باختیم…


