شب هجر بی حاصل تو چه شبی دراز باشد
به سودای وصل تو چه سری آشنا ساز باشد
من زعشقت چه خواهم که نظر کنم به سویت
که صفای سینه ها هم ز سر پای تو باز باشد
به امید وصل تو دلی که می بازد از نو از نو
به هر پروانه چه گویم که نیمه شب دراز باشد
تا ای آرام دل من ،با تو همه شب رضا ببینم
به ثنا و حمد گویان از نو هر دعا و راز باشد
من به عشق خواهم که سفر کنم به کویت
به پر پروانه چه گویم که از ته دل جان گداز باشد
به گمانم که جان دهم من همه شب ز بوی وصلت
که من راد ز دوری عشقت پرچمم در اهتزاز باشد
منوچهر فتیان پور متخلص (راد)
این شعر ریشه در فرهنگ غنی ادبیات عرفانی و غنایی فارسی دارد. مضامین اصلی آن، عشق، هجران، وصال، و نیایش، همگی از عناصر برجسته در این سنت ادبی هستند. استفاده از واژگانی مانند ‘کوی’، ‘سودا’، ‘صفا’، ‘پروانه’، ‘آرام دل’، ‘ثنا’، ‘حمد’، و ‘جان گداز’ نشاندهنده پیوند عمیق شاعر با این میراث فرهنگی است.


