در سکوتِ شب، نامِ تو معنا میشود
در هوایِ بودنت، غم رسوا میشود
روی هر کوچه، شماره، مینویسم؛ چون فقط
قلبِ من با یادِ تو هم موج دریا میشود
شادمانم، هر زمان، پیش تو میآید دلم
دشت خشکیده، ز الطافت چه زیبا میشود
بی گمان عشقت، به جانم،بوی زندگانی میدهد
باغ جان با یاد تو با بوی نعنا پُر تمنا میشود
شک نکن قلبم، به یادت، همچو باغی در چمن
شهرِ احساسم، برایت، شهرِ گلها میشود
از لب لعلت، شرابی، دم به دم، پی در پی بده
از، عسلهای بهارِ بوسهام؛ پرمعنا میشود
# منوچهر فتیان پور
پ . ن
شعر ریشه در سنت غزل فارسی دارد، با مضامین عاشقانه و استفاده از تصاویر آشنای طبیعت و عناصر بومی. اشاره به باغ، دشت، دریا، گلها و عسل نشان از پیوند با فرهنگ ایرانی دارد.


