سرپیری منم مدرک گرفتم
عصاوعینک وسمعک گرفتم
شدم در آخر عمرم مهندس
اگرچه نمره های تک گرفتم
دراین بازار داغ برج سازی
فقط طراحی برجک گرفتم
عوض کردم دوباره شهرتم را
به جای قندعلی بابک گرفتم
زدم تیپ خفن مانند مانکن
چه عکسی با علی تنبک گرفتم
فرستادم به دنیای مجازی
هزاران لایک با شکلک گرفتم
شدم عازم به سوی ارمنستان
کمی سوغاتی ازبک گرفتم
برای دخترم یک توله سگ
برای همسرم اردک گرفتم
خریدم وام مسکن را به سختی
یه خانه داخل شهرک گرفتم
شدم همسایه با دکتر فلانی
به جای پرشیاهم جک گرفتم
تمام دوستان را جمع کردم
یه جشن ساده و کوچک گرفتم
چنان رقص کمر می کرد ممد
به او گفتم بزن ایستک گرفتم
میان رقص و پا کوبی درخواب
یکی فریاد زد سنگک گرفتم
پریدم ناگهان از خواب شیرین
سراغ توله و اردک گرفتم
زنم فریاد زد از دستت ای مرد
در این ویرانه من بختک گرفتم
به ما قسمت نشد شهرک نشینی
دوباره خانه در پونک گرفتم
نصیب ما از آن بالا نشستن
یه سلفی شد که بالک لک گرفتم


