شده باران بزند شهر دلت تارشود
شده باران بزند، شهرِ دلت تار شود؟!
خندههایت همه در آینه انکار شود؟!
شده یک لحظه میانِ نفسِ سردِ غروب
نقش یک خاطره در قلب تو بیدار شود؟!
شده هر بار بگویی که فراموشش کن
بازبا دیدن او مسئله تکرار شود؟!
توبمانی وشب وعکسِ قدیمی در دست
اودر آغوشِ کسی، محو وگرفتار شود؟!
خنده بر لب زدم از درد غم عشق،ولی
پشت این خنده جهان بر سرم آوار شود
من به دیدارتودلخوش شده بودم،رفتی!
همدم ومونس من بعدتو سیگارشود
حیدراین رسم جهان است،که عاشق تنهاست
هر که عاشق بشود، از همه بیزار شود
#حیدر_عبدالله_زاده
#تربت_حیدریه


