حوض اشکین
افسوس که قدر وصل بی هجران نیست
ناکرده گنه جزای هستی از چیست
ماهی که ز اشک چشم خود حوضش ساخت
درد است که او در اسف دریا زیست


حوض اشکین
افسوس که قدر وصل بی هجران نیست
ناکرده گنه جزای هستی از چیست
ماهی که ز اشک چشم خود حوضش ساخت
درد است که او در اسف دریا زیست