کنون ای گرانمایه ی پاکزاد
روان را به دانش بباید گشاد
مشو در پی جهل نادان خوار
که سختی بر آرد ز جانت دمار
جهان رزمگاه پراز پند و بیم
خرد پهلوان است و جهل است جهیم
در این رزمگاه گر سلاح هست کتاب
برو راهت این جهان کن بخواب
کتاب است گنجی ز دانشوران
بمانده به یاد از کهنمهتران
چو آدینه گیرد قلم را به دست
بپوشد ز دانش مسیرهای پست
هر آنکس که با دفتر همراز شد
در دانش و فر بر او باز شد
به هر برگ آن پند فرزانهای
ز هر سطر آن گنج شاهانهای
بخوان تا ببینی جهان دگر
ببینی تو آفاق ز آن پرگهر
بیا تا کتابها بگیریم به دست
شویم از می دانش آگاه و مست
که هر کس خرد را کند پیشوا
ز هر بند و رنجی بگردد رها
چو تنها شوی یار و هم غار توست
به تاریکی ره مه پیش روست
ز گفتار آدینه و پند دوست
طلب کن کتابی که همسنگ توست
شاعر: خداداد آدینه


