ندارم شوق پروازی، مگر بال و پری باشد؛
ندارم ذوق ابرازی، مگر حال و سری باشد…
دلم آرام میگیرد، فقط نزدیک لبخندت
جهان اندازهی من نیست، اگر دور و بری باشد
نه آنقدر بیپناهم من، نه خیلی غرق در دردم
که دل را خرج طوفانها، به نام دیگری باشد
اگر گاهی مراقبم، نه از عادت، نه از ترس است
کنارت مینشینم من، اگر میل دلی باشد
نمیخواهم تو هم گاهی همیشه در خودت باشی؛
زبانت را دلی وا کن، اگر این همدلی باشد…


