خواب آشفته
خوابم آشفته تر از موی کسی هست که نیست
وَ نمازم همه شب سوی کسی هست که نیست
غصه اینجاست… ندارد ز دل من خبری
چون خودش هم به تکاپوی کسی هست که نیست
همه دل شوره ی من از غمِ بی تابی اوست
که وجودش همه پهلوی کسی هست که نیست
من پیِ نقطه ی نوری که شب از او برسد
او خودش در پیِ سوسوی کسی هست که نیست
شده ام خون به دل و زخمی اوهام ِ طرف
دل من زخمِ به چاقوی کسی هست که نیست
ظاهرن ، غصه ی بی جا به تنم ریخته ام
وَ سرم بر سر زانوی کسی هست که نیست
از قضا در همه شب خواب بدی می بینم
خوابم آشفته تر از موی کسی هست که نیست
#مهدی_شهسواری


