بی تو دنیا مثل دکانی که بسته میشود
تو نباشی رونق بازار ، تخته میشود
همدل و همراه و همپایم بمان تا آخرش
پای دل بی تو ، نرفته زود خسته میشود
حال بیمارت ندارد آنچنان تعریف، چون
حجم دلتنگی قلبم رو به سکته میشود
کوره ی عشق تو جانم را چنان آتش کشید
آهنِ یخ کرده ی دل، خوب تفته میشود
بر غبار کهنه ی روحم ببار و تازه من
تو اگر باشی دلم از غصه شسته میشود
دیدمت، پیش خودم آینده را هم بافتم
هرچه ناممکن کنارت رفته رفته ، میشود
هر شب اینجا مشق عشقت را نوشتم با غزل
با تو حتی خامیِ اشعار پخته میشود
گرچه از نام تو دارد اعتبارش را جهان
بی تو دنیا مثل دکانی ست، بسته میشود


