کاش،آب بودم من
اندوهِ نگاهت،
چشمهایم را
به انزوا
میکشاند؛
و طنین اشکهایت،
درحسرت
مجالخوابم را،
برهم میزند.
بر کدام وادی رنج
گذشته ای؟
کهتصویرت
چُنیندلگیر،مینماید!
در کدام مِجمر
اساطیری،سوخته ای؟
که از صدایت،
جزخاکستر
بر نمیخیزد.
کاش،
آببودممن
پارینه تر از
آتش و درد؛
تابهجانت میریختم،
دریارا.
#ویرا_بختیاری


