لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
آغاز شد و آمد و من مرده شدم رفت
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران فارس

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: شعر نیمایی


آغاز شد و آمد و من مُرده شدم رفت

پایان شدم، افسرده و آزرده شدم رفت

 

مهتاب شد و شعر شد و روشن و خاموش

آمد که ولی، ژنده و پژمرده شدم؛ رفت

 

می‌گفت: پُری از حرکات و سکناتم

می‌گفت بیا! غصه منم: نان بیاتم

می‌گفت چرا _بسته‌دری_ بر خطراتم

می‌گفت بیا مطلع خورشید حیاتم!

 

گفتم که برایم بنویس از همه‌ی عشق

از درد پریشانی و از واهمه‌ی عشق

از روز جدایی ز من و از حرکاتت

از وجه تمام بدنت از سکناتت!

 

می‌خواند که من: مرده‌ی اویم ولی او نه!

می‌دید که افسرده‌ی اویم ولی او نه

می‌ماند به پای همه‌ی مشترکاتم

می‌ماند ولی مایل یک _گفت و بگو_ نه! 

 

تا آن که شبی رفت و نیامد به حیاطم

من غصه و من ذکر و دعا و صلواتم

من پشت نگاهش به دلم دار زدم، او

انگار ندیدم!

 

او رفت

وَ من: مانده درون نفس خویش

او رفت و من: غصه و تنهایی و تشویش

او رفت و نیامد

من…؟… (بیش‌تر از بیش‌!)

 

دیگر به سراپای نگاهش نرسیدم

(هرچند که تا اوج تمنّاش دویدم!)

 

من نامه‌ی ناخوانده‌ی چشمان تر او

من قمری جامانده‌ی بی‌بال و پر او

من خسته و من مانده و من همسفر او

 

من قاصد لرزانی یک ساقه‌ی بیدم!

آن لحظه خمیدم!

(چشماش…؟ نه هرگز نشده! نه! نشنیدم!)

 

اعظم کریمی/ آهید

 

 

 

.

 


آثار دیگر شاعر :

آهید

شعر

تو

قو

اشعار شاعران

همدرد

شک