قالب شعر: {قالب شعر:35}
اهوازم اما امر کن تبریز خواهم شد
هر آنچه میخواهی بگو آنچیز خواهم شد
از انزوا بیرون بکش این مرد غمگین را
زن جان بفرما مثل چاقو تیز خواهم شد
پیراهن نارنجی خود را که میپوشی
از سطلهای شهرتان لبریز خواهم شد
محکم تو را میخواهم و آنقدر قرصم که
در نسخههای دکترت تجویز خواهم شد
خاکم ولی با دست تو وقتی طلا گردم
ا… وار از گردنت آویز خواهم شد
زیباترین آرایهای وقتی که میآیی
یک مصرع زیبای حس آمیز خواهم شد
تا مهربانم مهربانی پیشه کن چون که
حالا بهارم ناگهان پائیز خواهم شد
سردی نکن حالا که از لطف تو بارانم
برفی شوم من زیر پایت لیز خواهم شد
آن وقت اگر حتی رسولی مهربان باشی
در نامه خوانی خسروی پرویز خواهم شد
جمشید بازی در نیاور، مثل اسکندر
بر تخت میبینم تورا خونریز خواهم شد
گفتی فلان هم نیستی، ای بی حیا، باشد
حالا که میخواهی فلانت نیز خواهم شد


