اگر چه تلخ ملیحی ست لحظه ها بی تو
چه اشک ها که چکیده است بیصدا بی تو
پریده از سر دل عقل، آنچنان که شده است
کبوترانه به پرواز مبتلا بی تو
برای چیدن سیب از بهشت پیرهنت
چه خواب ها که ندیده است دست ما بی تو
اشاره ای کنم و بگذرم که موی سیاه
برنگ صبح بدل گشت آشنا بی تو
قسم به عشق به پایان رسیده ام، اما
کجاست خاطره آسوده ای کجا…؟ بی تو
محمد صادق بخشی


