وقتی که می بارد
دلم آرام می خواند تورا
می نشینم لب ایوان
می نوشم چای بالیوان
هیزمِ خیس می برد ازیاد
آرزوی عشقی آتشین را
نق نق کودکی که می گرید
وآرزوهایش رفته برباد…
می شکند احساسِ آرام مرا
می شوم دلتنگ وچشم به راه
وسکوتی سرد می نشیند بر دل
تاساعت شنی بشمارد ثانیه ها را
چشم ها را باید بست
امشب باران کنارم هست…
#سیدهــآمنهــشفیعی


