لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 26 آذر 1404

پایگاه خبری شاعر
شعرم سربسته است
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران کرمان

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: شعر سپید


شعر‌م

سربسته است

درد می‌کند ، می‌کند

آنقدر

که سکوت ، پَس‌ می‌اندازد ؛

نوزاد نامشروع فاحشه‌ی درد !

 

اجزای درد

هر‌ شب

دست‌هایش‌ را

روی پیشانی‌ام می‌گذارد

گستاخ شده‌اند ؛

بی‌آنکه

زخم نمایان باشد

جانم‌ را

به لب می‌گیرد

به لب می‌رسد

و می‌گزد

می‌خزد به منتها‌ الیه‌ِ صبر

پرده‌ی تیرگی را

کنار می‌زند

بر تار‌ِ عصب

بند‌بازی می‌کند

و غم‌

سرشماری می‌کند

– از دال ، درد

– حاضر

انگار

فردی دیگر

زیسته در من

نقشِ مرد

بازی می‌کند

مکمل زنانگیِ زجر‌ !

 

رنج به صحنه می‌آید

سوت می‌کشد

درد می‌کشم

کف می‌زند

درد می‌کشم

 

زنی عریان

در سرم چمباتمه زده

زاده‌ی همان درد است

آن فرد ؛

– نقاش پُرتره‌ام

من‌ را

با رنگ سرد می‌کشد

به ظرافتِ شام‌ آخر …

 

درد می‌کشم

بی‌مقدمه

و مغز استخوانم

اشباع می‌شود

به پوست می‌آید

لبالب می‌مانم

روی‌ تردیدِ بی‌سرانجام

 

در نهایت

سردردِ سرسخت

سرسام دارد

در سینه‌ام

– بطنِ قلبم

دراز می‌کشد

 

و زمان

– مثل‌ علف که‌ گور را محو می‌کند –

درد را می‌پوشاند

می‌رُباید

فردیت را از من

 

حق‌ می‌دهم

سینه‌ام حاصل‌خیز است

برای لغتِ درد

در واژه‌نامه طاقت

که بی‌رحمانه

قُرُق می‌کند

تار و مار‌ می‌کند

میل به اجتماع را

در من

– در‌ ما

همچنان رسم‌ می‌کند

درد می‌کشد ؛

درد‌ می‌کشم

می‌ترسم بگویم ؛

هر دردی به درد آدم‌ نمی‌خورد

می‌ترسم

زل بزنم در چشم‌هایش ؛

نه بگویم

جیغ‌ بکشد

درد بکشم

 

در .. ر .. رد می‌کشم


آثار دیگر شاعر :

تو

موی

سیل

فال

خطا

اشعار شاعران