لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران کرمان

قالب تخصصی اشعار : شعر سپید

قالب شعر: شعر سپید


در تاریک‌ترین نقطه‌ی پایتخت،

نه چراغی روشن بود

نه کسی که فرقِ میز مذاکره و تخت اعدام را بداند.

 

او نشسته بود،

با پیراهنی اتو‌خورده

و دستی که به کتاب عادت داشت،

نه به دستبند.

 

قاضی نگاهی انداخت به پرونده

و انگشت شصتش را گذاشت روی نامی

که نمی‌فهمید تلفظش چرا بوی فرانسه می‌دهد.

 

سوال‌ها

مثل سنگ ریزه پرت می‌شدند سمت او،

اما هرکدام

پاسخی می‌خواست

که باید برایش اول الفبا درس می‌دادی.

 

مرد، خسته بود

نه از سؤال‌ها

از سقوط.

 

از اینکه همه چیز را ساخته بود،

برای مردمی که بلد نبودند حفظش کنند.

 

در سلول،

کتاب نمی‌گذاشتند.

ولی او

بند بندِ قانون اساسی را از بر داشت،

و هر شب

با خودش تکرار می‌کرد

که اگر کشوری با عقل اداره نشود

با مرگ، اداره خواهد شد.

 

هیچ‌کس نیامد به ملاقاتش

نه چون دوست نداشتند،

چون می‌ترسیدند.

 

تنهایی‌اش

مثل پروژه‌ای متوقف‌شده بود،

با اسکلت‌هایی در باد،

و تابلوهایی که دیگر خوانده نمی‌شدند.

 

وقتی گفتند بیا،

بلند شد.

ملافه را مرتب کرد

چون بلد بود

حتی اگر می‌کشندت،

باید رد اتو روی رخت خوابت بماند.

 

پیش از گلوله،

چیزی نگفت.

نه از ترس،

که از اطمینان.

 

می‌دانست این‌جا،

گلوله‌ها

نمی‌کشند فقط انسان را،

«ایده» را می‌کشند.

«منطق» را.

«امکان گفتگو» را.

 

و وقتی گلوله،

از میان پیشانی‌اش گذشت،

صدای انفجار نیامد.

هیچ‌کس فریاد نکشید.

فقط

تمام بلوارهایی که او طراحی کرده بود

در خواب‌های شهر

شروع به ویران‌شدن کردند.

 

ما هیچ‌وقت نفهمیدیم

آن گلوله فقط مغز یک مرد را نکشت،

بلکه

آینده‌ای را کشت

که بلد بود با سیاست

با واژه

با فکر

با زمان

مذاکره کند.

 

 

 


آثار دیگر شاعر :

نور

طهران

اشعار شاعران