اریکی پیچک وار به چپرها پیچید به حناها افراها و هنوز ما در کشت در کف داس ما ماندیم تا رشته شب از گرد چپرها وا شد فردا شد روز آمد و رفت تاریکی پیچک وار…
اریکی پیچک وار به چپرها پیچید به حناها افراها
و هنوز ما در کشت در کف داس
ما ماندیم تا رشته شب از گرد چپرها وا شد فردا شد
روز آمد و رفت
تاریکی پیچک وار به چپر ها پیچید به حناها افراها
و هنوز یک خوشه کشت در خور چیدن نه یاد رسیدن نه
و هزاران روز و هزاران بار
تاریکی پیچک وار به چپر ها پیچید به حناها افراها
پایان شبی ما در خواب یک خوشه رسید مرغی چید
آواز پوش بیداری ما ساقه لرزان پیام
و هنوز ما در کشت در کف داس
ما ماندیم تا رشته شب از گرد چپرها وا شد فردا شد
روز آمد و رفت
تاریکی پیچک وار به چپر ها پیچید به حناها افراها
و هنوز یک خوشه کشت در خور چیدن نه یاد رسیدن نه
و هزاران روز و هزاران بار
تاریکی پیچک وار به چپر ها پیچید به حناها افراها
پایان شبی ما در خواب یک خوشه رسید مرغی چید
آواز پوش بیداری ما ساقه لرزان پیام
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











