لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 7 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

ایرانیان شاهنامه، جنگ را آخرین راه می‌دانند و صلح را حتی از دشمنِ فریبکار می‌پذیرند


به گزارش پایگاه خبری شاعر، نشست «سنت جنگ عادلانه و ناعادلانه و پذیرش صلح در شاهنامه» با سخنرانی مهری بهفر، مصحّح و شارح شاهنامه، از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان به همت مجله سیاست‌نامه با همکاری سرای علوم انسانی، چهارشنبه (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) در انتشارات خوارزمی برگزار شد. محور اصلی این نشست، تبیین چارچوب مشروعیت و عادلانه بودن جنگ و اولویت صلح در فرهنگ ایرانی بر اساس شاهنامه بود.

مهری بهفر در این نشست گفت: در شاهنامه، بنا بر زمینهٔ روایی داستان‌های گوناگون، سنت جنگ عادلانه و ناعادلانه رفته‌رفته خود را پدیدار می‌سازد تا سرانجام طرح کلی‌اش را در برآیند نهایی متن به دست دهد. جنگ عادلانه جنگی است که به‌حق، روا، مجاز و مشروع است؛ و ناعادلانه هنگامی که انگیزه‌های پشت جنگ، مورد اجماع ارزش‌های ریشه‌دار و پایداری‌دهنده جامعه نباشد. این ارزش‌ها تزئینی نیستند، بلکه اغلب بقای جامعه و پیروزی در جنگ را تضمین می‌کنند.

بهفر دفاع را محور اصلی جنگ‌های عادلانه دانست و افزود: جنگ عادلانه اساساً به امر دفاع مربوط است؛ دفاع از خود، دفاع از سرزمین، دفاع از آب‌وخاک و سپس دفاع از خون، به این معنا که تعقیب و مجازات کسانی که عمل مجرمانه و تبهکارانه و خلاف عرف و آیینی مرتکب شده‌اند، در سنت جنگ عادلانه می‌گنجد. نکتهٔ مهم که مثل ترجیع‌بند در این گفتار تکرار کرد این بود که همواره ایرانیان اجازه می‌دهند قدم اول را دشمن بردارد، و هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را می‌پذیرند، حتی اگر بدانند که دشمن فریبکار و پیمان‌شکن است. پیمان‌داری از صفات بارز ایرانیان در شاهنامه است که درپیوندی عمیق و ریشه‌دار به باور آنان به دین مهری است.

وی با اشاره به جنگ‌های کاووس به مازندران و هاماوران تصریح کرد: هرگاه جنگی برای مطامع مادی و کشورگشایی صورت گیرد، نه تنها شاه و سپاه ایران شکست می‌خورند، بلکه نابینایی کنایه از، و هم از تبعاتِ از دست رفتنِ چشم خرد و روشن‌بینی و به کار افتادن چشم‌ طمع و آز و بی‌خردی در آنان است. ایرانیان زمانی در شاهنامه پیروزند که نخست از نظر معنا پیروز باشند؛ اگر کفهٔ حقانیت سبک شود، اگر آزمندی به خرج دهند یا در جنگ پیش‌دستی کنند، توفیق نخواهند یافت.

بهفر در ادامه به اخلاق جنگ و مصونیت غیرنظامیان پرداخت و با اشاره به توصیه‌های کیخسرو به طوس در آغاز جنگ‌های خونخواهی سیاوش، این ابیات را خواند:

نیازرد باید کسی را براه / چنینست آیین تخت و کلاه

کشاورز گر مردم پیشه‌ور / کسی کو بلشکر نبندد کمر

نباید که بر وی وزد باد سرد / مکوش ایچ جز با کسی همنبرد

نباید نمودن ببی رنج رنج / که بر کس نماند سرای سپنج

و نیز سفارش رستم به گودرز را با این بیت یادآور شد:

کسی کو خرد جوید و ایمنی / نیازد سوی کیش آهرمنی

همچنین به قرارداد صلح شاپور ذوالاکتاف با قیصر روم اشاره کرد که شرایط آن بازگرداندن اسیران و اموال، آبادسازی ویرانه‌ها به هزینهٔ رومیان و کاشت درخت به جای درختان قطع‌شده بود و تأکید کرد که صلح عادلانه بر جبران خسارت و بازگشت به وضع پیشین استوار است.

بهفر در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به داستان نوذر، کشتن اسیر را نشانهٔ ضعف دانست و با خواندن این بیت از اغریرثِ تورانی که به برادرش افراسیاب می‌گوید:

گرفتار کشتن نه والا بود / نشیب است جایی که بالا بود

این نکته را گوشزد کرد که در شاهنامه، یک تورانی (اغریرث) رفتاری کاملاً ایرانی – یعنی مداراگرانه، خردمندانه و مخالف خشونت – از خود نشان می‌دهد و این نشان می‌دهد که خوبی و بدی در شاهنامه به تبار یا سرزمین منحصر نمی‌شود و دیدی ذات‌گرایانه ندارد.

وی در جمع‌بندی نهایی، جنگ عادلانه را جنگی دانست که برای دفاع از سرزمین، مرزوبوم، خاک و خون باشد، با پیش‌دستی آغاز نشود، به غیرنظامیان آسیبی نرساند، با اسیران به شایستگی رفتار شود، از شبیخون و جادوی سیاه پرهیز شود و صلح، حتی از سوی دشمن دروغ‌گوی فریبکار پذیرفته شود. و در مقابل، جنگ ناعادلانه جنگی است که برای مطامع مادی و کشورگشایی باشد و با پیش‌دستی، شبیخون، تعرض به زنان و کودکان، کشتن اسیران و پیمان‌شکنی همراه باشد.