من آن آهوی بی خانه میان دشت دلتنگی
دوان در راه آغوشت پی آن خانه میگردم
پرستویی سفر کرده ز دیوار قفس هایش
جدا از دسته ام، دنبال راه لانه میگردم
در اینجا من بدون تو خزان چون کرم ابریشم
اگر تو پیله ام باشی دگر پروانه میگردم
چنان طاووس و مرغابی فقط با تو دلارامم
میان این همه خوبان کمی دردانه میگردم
مرا گرمای جانی و نباشی سرد و بی روحم
زمین خوب و پرباری بدون دانه میگردم
تبسم در نگاه تو نمایشنامه مرگ است
نخندی قاتل غصه دگر غمخانه میگردم
اگرچه من مسلمانم ولی با خمر لب هایت
تو ساقی باش من هم پای تو پیمانه میگردم
اگر روزی مرا گم کردی و دنبال من گشتی
میان موج موهایت سوار شانه میگردم
تمام علت قلبم برای هر تپش هستی
بدون تو برای خویشتن بیگانه میگردم


