در جان من نشستی هم خانه ی تو هستم
من با جنون و حسرت ، دردانه ی تو هستم
هربار با کلامت با آن صدای گرمت
نام مرا صدا کن پروانه ی تو هستم
تو وارث ستاره، رنگین کمان رویا
در حسرت نگاهت، دیوانه ی تو هستم
آغوش واکن از مهر ، آری مرا صدا کن
با صد غزل پر از عشق، کاشانه ی تو هستم
آن چشمهای زیبا ، آن دو ستاره سبز
بسیار دورم انگار، بیگانه ی تو هستم
بر من ببار هرشب با آن دو چشم سبزت
تا من یقین کنم که افسانه ی تو هستم


