قالب شعر: چهار پاره
پر وحشتم در خواب های ناز خرگوشی
لطفاً مرا بیدار کن بیدار از این کابوس
من را ببر تا خوان هفتم یار زیبایم
با رستم و با رخش و با چشمان کیکاووس
سیگار پشت پنجره دود غلیظی داشت
واکن دمی رعنا تو درهای اتاقم را
شعری بخوان از انوری یا شعری از سعدی
با بوستان روی تو من عطر باغم را
ای مولوی قونیه وقت سماع توست
با شمس تبریزی بمان چشمان تو گیر است
حتماً که حافظ در غزل از دست چشمانت
شاخه نبات دلبری حتماً که دلگیر است
من یک نهنگ عاشقم تو جان مرجانی
داش آکل خسته چرا مانند ساحل شد
ماه سرود منزوی در آسمان امشب
مثل پلنگ پرجنون از قله ها ول شد
آه ای ستاره خوب شد عاشق نبودی تو
پر غصه می شد قلب تو مثل زمینی ها
لطفاً به میدان ها نیا ای پر غرور من
عاشق به تنهایی شو و گوشهنشینی ها
فتح لبت یا خال تو ای ماه عالمتاب
در هند گیست می شود نادر یقین خسته
تا سومنات قلب تو او رفت و می بینم
درهای کشمیری تو روی لبش بسته
شیرین من هم می شوی در بیستون تنها
تیشه به دستم داده ای من هم چو فرهادم
ای لیلی زیبای من ابن سلام آمد
مجنونم و از عشق تو در داد و فریادم


