دیشب لب رود شیطان زمزمه داشت شب بود و چراغک بود شیطان تنها ، تک بود باد آمده بود باران زده بود: شب تر، گلهای پرپر بویی نه براه ناگاه ایینه رود نقش غمی…
دیشب لب رود شیطان زمزمه داشت
شب بود و چراغک بود
شیطان تنها ، تک بود
باد آمده بود باران زده بود: شب تر، گلهای پرپر
بویی نه براه
ناگاه
ایینه رود نقش غمی بنمود : شیطان لب آب
خاک سیا در خواب
زمزمه ای می مرد. بادی می رفت، رازی می برد
شب بود و چراغک بود
شیطان تنها ، تک بود
باد آمده بود باران زده بود: شب تر، گلهای پرپر
بویی نه براه
ناگاه
ایینه رود نقش غمی بنمود : شیطان لب آب
خاک سیا در خواب
زمزمه ای می مرد. بادی می رفت، رازی می برد
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











