بی حاصل
بی حاصل
باز دارم خیال عشق تو را در دل
این گناه من نیست ، گشتهای خوشکل
چو روی بگردانی ز روی وصال
می نمایی همه خیال مرا باطل
کی باز می نمایی این گره را به دست
تا به دندان نسپارم حل این مشکل
پای لنگ عشق ما ست همچون کسی
ای دریغا هنوز هم مانده است در گل
کجا به مقصد رسیده است بار کج
بستهام دل به راهی که هست بیحاصل
سپرده ام به سپیدی موی خود را
تا سیاه نشود رویم چو یک جاهل
پای بایدکه کشم ازخیال رویت
گردست دهدم عقل وبگردم عاقل
ای عقل این مسافرطوفانزده را
کی رسانی ازاین دریا به ساحل


