بیداد کشته اند ستم پیشه کرده اند
آن رهزنان, که در دل شب ریشه کرده اند
اینک برای مرگ تو اندیشه کرده اند
خنجر بدست,حنجر گیتی بریده اند
بیداد کِشته اند,ستم پیشه کرده اند!
چه ناروا! به جان درختان تبر زدند؟
آری ! تمام باغ پر از تیشه کرده اند!
تاریک زادگان شر اندیش خیره سر!
هین! خون مردمان, همه در شیشه کرده اند
سروی نمانده است چه! غمبار سوختند
آتش کشید,شعله که در بیشه کرده اند


