«السَّلامُ عَلَیکِ اَیَّتُها البَلیغَةُ الفَصیحَة، یا بنتَ اَمیرِالمؤمِنین(ع)»
زبان گشودی و آتش زبانه زد به سکوت
چه باوقار و شکوه ای جلالِ پرجبروت!
به گوشِ گوشهنشینانِ ساکتِ تاریخ
قیام کردی و گفتی که مرده باد سکوت
حریف نیزهی تحریف، تیغِ حرف تو بود
که ساخت از تن چوبیِ نیزهها تابوت
ز واژگانِ سرافراز و پرعروج تو خصم…
چه واژگون و سرافکنده رفت سمت سقوط
دلِ عدو و کلامت تفاوتی دارند
که بند بند یکی محکم و یکی مبهوت
ای آنکه بین هیاهوی تیرگی نگذاشت
طنین روشن حق باز هم شود مسکوت
به انفجار کلامت قسم «بیانِ بهجا»
موثر است، چو شمعی که خورده بر باروت
ندیدی و نشنیدیم غیر زیبایی
چه دیدی و چه شنیدیم ای دلت یاقوت!


