من و نیما به کوهنوردى رفتیم.
او گفت هنوز به قله نرسیدیم ،
من گفتم چه گلهای زیبائی،
او گفت هنوز به قله نرسیدیم ،
من گفتم چه منظره فوق العاده ای
او گفت هنوز به قله نرسیدیم ،
من گفتم ولی خیلی بالا اومدیم،
و ما هنوز به قله نرسیدیم
ولی……….
من از کوهنوردی لذت می برم!.
نویسنده : کامران سید عزیزی
بخش داستان کوتاه | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











