ندایِ اربعین
دوباره بویِ تو از کوچه هایِ جان آمد
پیامِ اربعین ز شهنشاهِ عاشقان آمد
دلم گرفته از این دوریِ نفس فرسا
بیا که موسمِ دلدادگی عیان آمد
غبارِ راهِ تو را سرمه دیده کنم
هر آنچه دارم از این خاکِ آستان دارم
چو زائرانِ تو با پایِ اشک می گذرم
چِنان که قافله با شوقِ بی کران آمد
کسی که نام تو را به آهِ دل نوشت
به لطفِ صاحب الامر ، به سامان آمد
هنوز پنجره دلم به سویِ کرب و بلاست
صدای یا حسین ز دشت بلا به جان آمد


