من خویشتن را شاعر نمیدانم؛ تنها دل را به سکوت سپردهام و واژه را به تسبیحِ درد.
اگر از این خاموشی، نوری برآید، از فضلِ من نیست؛ از لطفِ آن حقیقتیست که در ژرفای جان، شعر را به ذکر بدل میکند.
من نه در پیِ نامم، که در تمنایِ نصیبیام؛ شاید روزی از این دلِ بیقرار، شعری به رنگِ حضور برخیزد.








