آن که شـد تـا حـشـر لازم صـبـر در هجـران اومرگ بـر من کرد آسان درد بـی درمان اومـن کـه بـی او زنده تـا یک روز دیگـر نیسـتـمچـون نبـاشـم تـا ابـد در دو…
| آن که شـد تـا حـشـر لازم صـبـر در هجـران او | مرگ بـر من کرد آسان درد بـی درمان او |
| مـن کـه بـی او زنده تـا یک روز دیگـر نیسـتـم | چـون نبـاشـم تـا ابـد در دوزخ حـرمـان او |
| دارم اندر پـیش از دوری ره مشکل که هست | در عــدم مـاوا گـرفـتــن مـنـزل آســان او |
| من گـریبـان چـاکـم از یکـروزه هجـران وای اگر | تـا ابـد کـوتـه بـمـاند دسـتـم از دامـان او |
| روشن از سوز وداعم شد که می ماند به دل | تـــا قــیــامــت آرزوی قــامــت فــتـــان او |
| کـاش بـردی همـره خـویشـم کـه گـردانیدمی | در بــلـاهـای سـفـر خـود را بـلـاگـردان او |
| جـان بـزور صبـر می بـرد از فراقش محـتـشـم | یاد خلق و خوی آن مه شد بلای جان او |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











