گـر بــهـم مـی زدم امـشــب مـژه پــر نـم راآب می بـرد بـه یک چـشـم زدن عـالـم راسـوز دیرینه ام از وصـل نشـد کـم چـه کـنمکـه اثـر نـیسـت درین داغ کـهن …
| گـر بــهـم مـی زدم امـشــب مـژه پــر نـم را | آب می بـرد بـه یک چـشـم زدن عـالـم را |
| سـوز دیرینه ام از وصـل نشـد کـم چـه کـنم | کـه اثـر نـیسـت درین داغ کـهن مـرهم را |
| آن پــری چـهـره مـگـر دسـت بــدارد از جــور | ورنــه بــر بــاد دهــد خــاک بــنــی آدم را |
| ای تـو را شـیردلـی در خـم هر موی بـه بـند | قـید هر صـید مکـن زلـف خـم اندر خـم را |
| بنشین در حرم خاص دل ای دوست که من | دور دارم ز رخـــت دیـــده نـــامـــحـــرم را |
| بــاددر بــزم غـمـم نـشئه ای از درد نـصـیـب | که در آن نشئه ز شادی نشناسم غم را |
| خـواهی اکسیر بـقا محـتـشم از دست مده | سـاغر دم بـه دم و سـاقی عیسی دم را |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











