ناخن کبود برق روی شیشه ی شکسته ی افق کشیده شد چندشی درخت های لخت را فراگرفت خال سرخی از نگاه برق روی گونه ی سپید سیب ها چکید گونه ی سپیدشان تلألو طلا …
ناخن کبود برق روی شیشه ی شکسته ی افق کشیده شد چندشی درخت های لخت را فراگرفت خال سرخی از نگاه برق روی گونه ی سپید سیب ها چکید گونه ی سپیدشان تلألو طلا گرفت ای فروترین و برترین فروغ ای طلیعه ی بهشتی و جهنمی پس چه وقت خال سرخ می نهی بر دل سیاه آدمی ؟ سیب ها رسیده اند قلب ها هنوز ، نه ای فروترین و برترین فروغ پس چه وقت پس چه وقت پس چه وقت می دمی ؟
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











