به گزارش پایگاه خبری شاعر، کتاب «تماشای نیما» جدیدترین اثر پژوهشی رضا اسماعیلی، با نگاهی جامع و تحلیلی به شخصیت و زبان شاعرانه نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، پرداخته است. این کتاب شامل «سی و دو تماشا»ی ادبی است و نوآوریهای زبانی و ساختاری نیما، آسیبشناسی شعر سنتی، شناخت جریانشناسی مخالفان او، و تأثیرش بر شعر معاصر ایران را بررسی میکند.
نویسندهٔ کتاب «جمهوری شعر» در این اثر، ما را به تماشای چهرهٔ واقعی نیما فرا میخواند؛ شاعری که نام بلندش همیشه بر فراز ادبیات فارسی خواهد درخشید.
در نخستین تماشا که به عنوان مقدمه آمده، اسماعیلی زوایای ناشناخته سیمای نیما و سبک و زبان شعری او را ترسیم میکند و نشان میدهد چگونه نیما با شکستن قالبهای کلاسیک، زبانی تازه و پویا در شعر فارسی پدید آورد.
به گفته نویسنده، هدف از نگارش این کتاب پاسخ به پرسشهایی همچون: علی اسفندیاری که بعدها نیما نام گرفت، چه کسی بود؟ نیما چگونه به نیما تبدیل شد؟ آیا شعر نیمایی ادامه طبیعی شعر کهن پارسی است یا همانطور که برخی سنتیگویان میگویند، جریانی انحرافی در دل شعر اصیل به شمار میرود؟ و آیا نیما در پی مرمت شعر کهن بود یا براندازی آن؟ همچنین سوالاتی درباره انقلابی یا اصلاحی بودن راه او، تأثیرپذیری از غرب یا بومگرایی، فرآیند شکلگیری شعر نیمایی، فاصله میان نیما نظریهپرداز و نیما شاعر، ناسازگاری نمونههای شعر نیمایی با نظریاتش، دشواری و پیچیدگی زبان شعری نیما با وجود تأکید او بر طبیعیگویی، و لکنتهای دستوری در شعرش. اسماعیلی تأکید کرده که هزاران «چرای» دیگر نیز همچنان بیپاسخ مانده است.
به باور نویسنده، پاسخ به این پرسشها و ابهامزدایی از دیدگاههای نظری و عملی نیما، نیازمند فرصت، تحقیق گسترده و بیطرفی علمی است و در قالب یک مقاله یا کتاب نمیگنجد. او به این نکته تلخ اشاره میکند که در نیماپژوهی، به دلایل متعدد از جمله حب و بغضهای فراوان نسبت به نیما، راه پژوهش همواره بسته مانده و رازها سربسته باقی شده است.
اسماعیلی میگوید برای آنکه نیما همچون برخی بزرگان ادب به اسطورهای سرِ مهر تبدیل نشود، باید سیمای واقعی او را در روشنایی دانش به تماشا نشست و از چهرهٔ غبارگرفتهاش پرده برداشت؛ این کار دشوار نیست، به شرط آنکه بر این مهم اتفاق داشته باشیم، همانگونه که حافظ گفت: «آری، به اتفاق جهان توان گرفت.»
این کتاب، نقبی است به اندیشه، رفتار فردی، اجتماعی و ادبی نیما به عنوان معمار شعر نو. نوشتارهایی که میکوشد چهرهٔ مردی را بازنمایی کند که «گوشش از صدای آیندگان پر بود» و «حرفی از جنس زمان» داشت؛ شاعری آگاه و آیندهنگر که ضرورت دگرگونی در بنیادهای سنتی شعر را دریافته بود و برای این رسالت تاریخی، با سلاح دانش برخاست تا «آب در خوابگه مورچگان» بریزد و «طرحی نو در اندازد».
در تماشای سی و دوم با عنوان «نیماییترین شعرهای نیما»، نویسنده با ارائه نمونههایی از اشعار، مخاطب را به بازخوانی سرودههای هفت سال پایانی عمر نیما (۱۳۳۱ تا ۱۳۳۸) دعوت میکند؛ آثاری که به باور او کاملاً نیمایی و منطبق بر نظریات ادبی نیما هستند، مانند «خانهام ابری است»، «بر سر قایقش»، «هست شب»، «کک کی» و «چشم در راه». بازخوانی این شعرها را فرصتی میداند برای تماشای چهرهای کاملتر و روشنتر از بنیانگذار شعر نو فارسی.







