پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید
امروزجمعه هفتم فرودین ماه و روز 28 جنگ است
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش نوزدهم این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم
در بخش نوزدهم 25 شعر از شاعران ایرانی سراسر کشور را زمزمه می کنیم و می دانیم اهل قلم پای کار وطن هستند.
1
نه از طوفان نه از طغیان ، نمی ترسیم از این دوران
خدا با ماست هر لحظه، خدا با ماست در پایان
خدا با ماست حالا که به دل داغ پدر داریم
خدا با ماست حالا که نشسته زخم بر ایران
خدا با ماست حالا که نگاه مادران خیس ست
خدا با ماست یعنی می رسد از آسمان باران
صدا فریاد ، دستان مشت، سینه چون سپر در باد
خدا گفته ست ما تنها نمی مانیم در میدان
وان العسر یسرا می رسد بر ما گشایش ها
و نصرالله و الفوز عظیمُ مونسی بر جان
ید بیضا به دست ماست موسی وار می جنگیم
بگیرد اژدها ای کاش دشمن را به یک دندان
هزاران آیه قرآن محمد دارد و در آن
بشارت داده فتح مومنین را حضرت سبحان
که ما پیروز میدانیم و پای عشق می مانیم
پسر بعد از پدر، بستیم با حق باز هم پیمان
ببین شور شبانه در خیابان های ایران را
بده فرمانده یک بار دگر بر لشگرت فرمان
گلستان می شود ایران و آتش در دل حیفا
زبانه می کشد تا که بسوزد آخرین شیطان
فرزانه شفیعی
شاعران اصفهان
2
ترجمهای کوتاه از مثنوی
استاد سید مهدی حسینی رکنآبادی
بیر عدّه شاعرون هاردا باتوبدی فریادی؟
اُو که دیلینده فقط سسلَنردی آزادی
اُو که گؤرَر ئُؤزونه شعریدَن اوجا ساحت
اُو که سکوته پناهنده اولدی بو ساعت
هایندا باتدی سَسوز، جنگ اولوبدی کشورده
روا دگول قلموز یازماسون بو محورده
سلام اولا سنه ای نسبتاً شریف انسان
سلام اولا سنه ای شعریده ظریف انسان
سلامی آلماسان آلما ئُؤزَن گَل ای شاعر
نگاه حقیدَن اُول سن وقایعه ناظر
اوزاق گَزَر او که منصفدی هر شماتتدَن
حذر قئلار علنی جبههی خیانتدن
باخ ایندی پیر و جوان قانینه باتئر هر گون
باخ ایندی قاتل خُرد و کُبار اولوب صهیون
شهید اولوب اُو که آزادگانه رهبریدی
فقط حسینِ شهیده، شهید نوکریدی
بیر عدّه شاعره دی: عرصهده یرین بوشدی
سَسون قارئشسا بو میداندا سَسلره خوشدی
اگر که دینه طرف گلموسن جوانمرد اُول
بو معرکه قوتولار، اهل درده همدرد اُول
اُو یرده بند آلاجاقدی حماسهلی پیکار
جهاندا قالمیا هئچ گونه طرح استکبار
احسان معبودی
شاعران زنجان
3
به نام خدا
هزار و سیصد و هجده، بهارِخوبی بود
بهارِ با تو شدن، روزگارِ خوبی بود
از انتظار بگو، انتظارِ خوبی بود
هزار و سیصد و پنجاه و هفت… باران بود
هزار و سیصد و شصت آمد و هراسان بود
ولی همین که تو ماندی، قرارِ خوبی بود
همیشه عاشقِ ایرانِ جاودان بودی
چنان پدر، وطنت را، چه مهربان بودی
میان خندهٔ تو، اقتدارِ خوبی بود
اگرچه مثل حبیب از جهان ما رفتی
درست روز دهم از میان ما رفتی
و مشت خونی تو یادگار خوبی بود
کریمی! «ازغم ایران و با شراره بخوان؛
اگر که می شود آن شعر را دوباره بخوان»
برایِ مردم ایران، شعار خوبی بود
میان شعر به هم خورده، بیت غم دارم
تو را چنان پدری، این میانه کم دارم
شهادتت پدرم! افتخارِ خوبی بود
زهرا سلیمی
شاعران قم
4
(ایران من)
تقدیم به شهیدان وطنم
………………………..
ای معدن غیرت و غیوران ایران
ای خاک تو بستر شهیدان ایران
ای نام تو بر زبان هر پیر و جوان
ای بیشه شیران و دلیران ایران
ای پرچم تو همیشه بالا و بلند
وی مظهر اقتدار و ایمان ایران
آزادی و آزادگیت دائم باد
آموختم از شاه شهیدان ایران
سید علی و شهید سلیمانی ها
هستند سید شهیدان ایران
زخمی شده ای خودم بلا گردانت
ای مرهم تو خون جوانان ایران
این سیدِ مجتبی بود رهبر ما
جاوید بود به روزگاران ایران
گفتم به جهان یگانه دوران کیست
پیوسته دوبار گفت ایران ایران
مسیب صالحی
شاعران تهران
5
در سکوت شب، ماه عریان است
درد در دلها، طوفان پنهان است.
آسمان اما
گرفته رنگِ ماتم،
ستارهها خاموش، در حجلهی غم.
اینجا خاکِ پاکِ ایران است،
که زخمی است از خنجرِ دشمنان.
با چهرههای گریان،
کودکانِ بیگناه،
پرپر شدند در روزِ نخستینِ نبرد.
نونهالانِ این وطن،
سوختند در آتشی سرد.
لالههای پرپر، فداییِ راهِ عشق،
داغِشان بر دلِ مادران
سوزِ جانکاه.
مینابِ سرخ…
آغشته به اشک،
غمِ پنهانِ مادران، سوزِ هر مشک.
جزیره اپستین…
حکایتِ تلخِ غربت،
کودکانِ سوخته، در آتشِ خیانت.
سوختند و ساختند…
قصهیِ مقاومت،
یادِ آن دلاور مردان، در دلِ این ذلت.
شهیدانِ راهِ حق رفتند،
اما راهشان باقیست،
در راهِ رهبر،
عطرِ شهادت هست.
ماهِ رمضان
ماهِ خون و ایمان است،
ماهِ نبردِ حق
علیه باطلِ عریان است.
در سکوت شب، ماه عریان است
درد در دلها، طوفان پنهان است.
رهبرِ ما،
در این ماهِ خدا،
با روزه، پر کشید،
سندِ عشق و فداکاری، بر دلها کشید.
مدیونِ سربازان، پاسداران، ارتشیها،
سپاهیانِ دلاور،
و تمامِ لشکرها.
دریادلانِ غیور،
حافظانِ آبها،
هر آنکه جان فشاند، بر خاکِ این دیارها.
عهدِ خون بستهایم،
با اقتدا به یاران،
ادامه دهیم راهِ سرخِ شهیدان.
یادِ آن دلاورانی که رفتند،
تا وطن بماند،
تا خونِ ما بجوشد.
جنگِ آن روزها، یادگارِ مردانگی،
و اکنون این نبردِ خونین،
ادامه راهِ حق است.
با قلم،
فریاد میزنیم، بر ظلمتِ شب،
با نورِ ایمان،
میرَویم، به سویِ طلب.
تا ریشهکن شود، فساد و دروغ و کین،
تا بماند سربلند،
این ایرانِ کهن.
پیروزی از آنِ ماست،
چون خدا با ماست،
نصرٌ مِن الله و فتحٌ قریب،
آرزویِ ماست.
در سکوت شب، ماه عریان است
درد در دلها، طوفان پنهان است
آی! ای دلِ عاشق،
کن گریه زِ جان،
بر غربتِ یاران، بر داغِ جوانان.
آن روز که دشمن،
آتش به پا کرد،
خاکِ وطن از خونِ پاکان، رنگین شد.
خردادِ پر از درد…
یادگارِ آن نبرد،
دوازده روزِ حماسه، در دلِ هر مرد.
و اکنون رمضان،
ماهِ اشک و دعا،
شاهدِ جنگی دیگر، در این خاکِ ما.
شهادتِ رهبر…
در ماهِ خدا،
نشانِ پاکیِ روح، گواه عشقِ او.
خونِ او،
سندِ عهدِ ما، با ولایت،
تا آخرین نفس
ایستادهایم، با صلابت
از ارتش و سپاه
از هر سو، بانگِ جهاد،
سربازانِ گمنام، در اوجِ استقامت.
دریادلانی که رفتند، سویِ معبود،
یادشان در دلِ ما
جاودان، چون عود.
عهدِ خون بستهایم
ما نسلِ عاشقان،
ادامه دهیم راهِ آنان
تا صبحِ فردا.
با قلم،
سلاحِ ما در این شامِ تار
حرفِ حق…
فریادِ ما، بر گوشِ روزگار.
تا ظلمتِ اهریمن،
از جهان رخت بربندد،
تا نورِ عدالت، بر این خاک بتابد.
پیروزِ میدانیم،
چون یارِ ما خداست،
فتحِ الهی، نزدیک است،
این آرزویِ ماست.
در سکوت شب، ماه عریان است
درد در دلها، طوفان پنهان است.
حسین عامری
شاعران فارس
6
ایران جان
موقع خواب نیست هشیاریم
گرگ ها در مسیر دهکده اند
از دل کوه و مرز خائن ها
در کمین نظام آمده اند
باید امروز متحد باشیم
گله ها را به میخ صبر آویخت
نه که چون عده ای خواص شهر
آب در آسیاب دشمن ریخت
برسانید بر ::نتانیابو::
همه سرباز و عاشق وطنیم
حکم فتوی اگر دهد رهبر
ریشه ی صد ::ترامپ:: را بزنیم
مثل دوران ۸ سالِ جنگ
نقش سربندهایمان :: زهراست::
شب سختی و رنج رفتنی است
صبح پیروزی از برای ماست
کرد و ترک و لُر و بلوچ و فارس
میثم رهبرند و تمارند
این درختان همیشه سرسبزند
یادگار تبر به تن دارند
ما به دل حب مرتضی داریم
او اگر چه به بمب می نازد
چهل و هفت سال می جنگد
چهل و هفت بار می بازد
شده دنیا پر از یزید و شمر
می شود باز کربلا تکرار
وقت غربال کفر و دین آمد
با علی باش … یا اولی الابصار
زن و مرد و جوان مان همگی
پای راه امام می مانیم
ایستاده ایم در صحنه
تا سحر در کف خیابانیم
رهبر من اگر شهید شده
پرچمش بر زمین نمی ماند
صبح فردا میان صد لاله
پسرم شعر فتح می خواند
کشورم غرق لاله ها گشته
همه جا عطر یاسمن باشد
دوست دارم اگر شهید شدم
کفنم پرچم وطن باشد
حسین جعفری
7
قلبِ فتنه
مباد با سکوتمان به قاتلان امان دهیم
بدا به حالمان اگر مَفَر به دشمنان دهیم
شدیم آب و آتشی که با تب وطن ببین!…
کنارِ هم چه محشر و قیامتی نشان دهیم
رُفوزه های مکتبِ شهادتیم و باز هم…
به جبهه می رویم تا دوباره امتحان دهیم
چو بمب های ساعتیِ آخرالزّمان هنوز…
عمل نکرده ایم تا که عرش را تکان دهیم
به قلبِ فتنه می خورد شهاب سنگِ خشمِ او
اگر به دست آرشِ خروشمان کمان دهیم
فدائیان رهبریم و دل به جاده ها زدیم
که معجزاتِ عشق را نشانِ کهکشان دهیم
برای رفعِ تشنگی به شربتِ شهادتین
بگو وطن به دست تو چقدر شوکران دهبم
*
به گوش! مردم جهان!…رسیده است وقت آن…
که پرچمِ قیام را به صاحب الزمان دهیم
لعیا محمدی
8
🇮🇷«ایران»🇮🇷
می خوانم و می خوانم و آوازم از امروز
ایران شده آواز من و سازم از امروز
دیروز اگر خشتی از آغوش تو کم شد
سوگند به فردای تو می سازم از امروز
شیرازۀ قلبم شده قم، مشهد و شیراز
من تا به ابد، دفترِ اعجازم از امروز
سوگند به یک خوانِ کریمانۀ آن ایل
یادآور شیرینیِ شیرازم از امروز
قزوینِ تو قندِ من و پهلوی من ایلام
با چای تو گیلانم و دَمسازم از امروز
جاری شده از ساری ام و تشنۀ کرمان
من یزدم و بوشهرم و اهوازم از امروز
سمنان و خراسانم و تهران و گلستان
با این همه آن، قافیه پردازم از امروز
دلبستهٔ یاسوجم و زنجان و سنندج
دلدادۀ کرمانشَهِ شهنازم از امروز
الوند و دماوند و سهند و سبلانم
بر قلّۀ البرزم و یک بازم از امروز
ایران همه دانا، همه از مکتب تبریز
من تا به ثُریّا همه پروازم از امروز
هم پای جنوب تو و سرداریِ جنگل
درغرب تو و شرق تو سربازم از امروز
من پای سپاهان و اراک و همۀ غرب
تا خاک کفِ شرق، سر اندازم از امروز
من پارسی ام تُرک و عرب،کُرد و بلوچم
قشقایی و لُر، طایفۀ رازم از امروز
ایران شده آغازم و پایان من ایران
ایران شده پایانم و آغازم از امروز
دکتر حسین محمدی مبارز
9
محاله تو نباشی من بخندم
تو آغوشت درو رو غم می بندم
وطن! ای مادرم! هویّت من!
فدای خاک پاکت بند بندم
زهرا نوروزی
شاعران اصفهان
10
رباعی طنز
باید که فرستاد دو لک فحش شدید
بر خائن تخمِ جن و جاسوس عَنید
چون هست وطن فروش از تخمِ یزید
تُف بر شرف ِ وطن فروشان پلید
حسین کیوانی
شاعران فارس
11
نصر من الله و فتح قریب
وای ز کودک کش مردم فریب
بهر نجات من و تو آمده
با ترور دخترکان نجیب
عباس زرين كفش
12
خیال کرده ترامپ گشته کلانتر
ز گمراهی شده راهی خاور
گمانم بو کباب خورده دماغش
نفهمیدجای گوشت داغ میکنن خر
عباس زرين كفش
13
آتش بس ؟!!!
ترامپ ننگ و خائن ، ای اَبَر خنزیر ِ دلواپس
خودت آتش به پا کردی،خودت می گویی آتش بس؟
خودت فرمان شلیک بلا بر قلب ما دادی
زدی موشک به جان رهبری فرزانه و اقدس
لهیب موشک خیبر تو را آسیمه سر کرده
رسیده موسم روزی که گردی زین جهان مرخص
رسیده موسمش کز حمله ی شیران ایرانی
شوی مردار و باشی طعمه ی گرگینه و کرکس
نتانیابوی تو در رفت ، در یک جای دیگر رفت
خدایش می کند رسوا ، شود بیچاره از این پس
گمان کردی که ایرانی شود تسلیم تو فوری
برو گمشو پدر سوخته،تویی در نزد ما چون خس
به رسم خوشدلی گویم به فرمان علی گویم
تویی مغلوب ایرانی ، به فریاد دل خود رس
جهان از لافهای تو شده در گیر غم ، باید
شوی تسلیم ایران و کنی این لاف ها را بس
محمد جعفر زارع خوشدل
14
شیری که شیر می خورد و شور می زند
طعنه به مکر دشمن مغرور می زند
با این حضور خویش به میدان دهد امید
آتش به جان خائن مزدور می زند…
محمد جعفر زارع خوشدل
15
🇺🇸دروغ جدید ترامپ : ایرانی ها میخواستند من رهبرشان شوم اما من قبول نکردم!🇮🇷🇺🇸
مردک مو زرد شریر ای ترامپ
پستی و رذلی و حقیر ای ترامپ
رهبری پارس ؟ مگر توی خواب
از موتوری جنس نگیر ای ترامپ
علیرضا تیموری
16
امروز قرارگاه فرهنگیِ ماست
یا مرکز وحدت و هماهنگی ماست
هر کوچه ی شهر یا خیابان مردم
والله، خطوط و سنگرِ جنگیِ ماست
نوروز رمضانی
17
تقدیم به دانش آموز تیارای ده ساله که از صدای موشک دچار ایست قلبی شد و به سوی حق پر کشید
آرام در کنج اتاقش خواب بوده
هم صحبت و همسایهٔ مهتاب بوده
چشمان زیبایش درون خواب و رؤیا
فارغ ز رنج و از هیاهوهای دنیا
ناگه صدای ترسناکی گوش تا گوش
کرده «تیارای» وطن را مات و مدهوش
غرش درون خاطراتش چنگ انداخت
موشک به چینی نگاهش سنگ انداخت
گنجشک قلبش از نفس افتاد آرام
دیگر نگفت اصلا کلامی لام تا کام
نامش روایت کرد اما یک سند را
از دشمن صهیونی وحشی رسوا
از جرم شیطان بزرگ از ذات ناپاک
از قتل انسانهای پاک ریشه در خاک
ک قالینی نژاد افروز
دانش آموز شهید
18
بهار امسال یه خورده دیر کرده
دلمون تو زمستون گیر کرده
شکوفه هاشو ریخته شهر میناب
غم میناب جهان و پیر کرده
یکی کشته پرستوهای مارو
یکی هم توی راه کشته بهارو
یکی که دشمن دنیای خوبه
نمی شناسه همونی که خدارو
ببین سوز زمستونو چطوری
نفوذ کرده تا مغز استخونم
سر خاک پرستوهای میناب
دلم خونه دارم روضه می خونم
زمستون مژده می ده که بهاره
تو دستاش ماهی عیدو میاره
ولی انگار یکی ماهیشو کشته
تو دریای چشاش خونه می باره
یه لیوان آب توی دستای باباس
همیشه یادمه توی کتابا
ولی این بار چرا کیفای خونی
گرفته کفش خونی دست بابا
نمونده هیشکی تا آخر تو دنیا
یه روزم باید این کرکس بمیره
خنک میشه دل ما هم یه روزی
چرا که آهمون دامن می گیره
عزیزه رضایی
شاعران زنجان
19
شعر نیمایی « دلِ تنگِ تنگه»
تپیده نور ایمان
درون سینههایتان،
و حک شده مُهر مِهر میهن
بر جبینتان.
و روییده ساقههای سبز غیرت
روی عرشهی بلند ناوِتان.
تلمبار شد
درمقابل شجاعت شما
حسادت و طمع،
درون قلب سنگی دشمنانتان.
و موشکی روانه شد به سوی ناو افتخارتان.
آری…
در غمِ سوگتان
خون گریستند مردمان،
بیکران.
در آغوشتان کشید، موج وبغض کرد
خلیج فارس؛
بغضی که تا ابد بسته ماند و بست
دلِ تنگِ تنگه را
به روی ناوهای نحس دشمنان…
شاعر:
آسیه سلطانی نجف آبادی
شاعران خراسان رضوی
20
برگرد…
💫✨💫🌷🌸☘🌿🇦🇹
تورا به عشق ِ اهورایی ات قسم برگرد
به لحظه لحظه ی تنهایی ات قسم برگرد
تورا به هرچه فضیلت ، تورا به حق خواهی
به آن صلابت و گیرایی ات قسم برگرد
بیا بیا که جهان را فساد مبهم کرد
به اعتبار ، به آقایی ات قسم برگرد
خدای را که جهان انتظار آن شاه است
به اقتدار، به زیبایی ات قسم برگرد
تورا به ذات خداوند قادر و دانا
به حق شوکت و شیوایی ات قسم برگرد
همیشه در دل مایی ، همیشه عزت ما
به نام حکمت و دانایی ات قسم برگرد
بیا که بی تو غمینیم ، بی تو مفلوکیم
تورا به مکتب زهرایی ات قسم برگرد
تورا به آل محمد ، به حیدر کرار
به قدر حرمت مولایی ات قسم برگرد
برای رفع ستم های فاسقان آقا
بیا ، به برکت دریایی ات قسم برگرد
رسید جمعه ی دیگر نیامدی آقا
تو را به آن دم عیسایی ات قسم برگرد
بیا و کل جهان را به شوق خوشدل ساز
برای معدلت افزایی ات قسم برگرد
برای اینهمه اشک و برای اینهمه آه
بیا ، شبیه شکیبایی ات قسم برگرد
محمد جعفر زارع خوشدل
شاعران ایران
21
چو موش مرده ای صهیون گشته
و جنگی خودرویش فرغون گشته
زِ ضرب موشک و پهپاد ایران
عَلَی السّالم عَلَی الدّاغون گشته
علیرضا تیموری
22
یک روز دوبـاره یـار برمیگردد
سـرسبـزتـرین بـهـار برمیگردد
یک روز بهشت میشود، چشمانم
از بـرزخِ انـتـظـار بـرمـیگـردد
صفیه قومنجانی
23
۱
خونخوار شدند و مست هستند اینها
اهل می و دود و بست هستند اینها
پیوند میان پهلوی و رجوی ست
الحق که وطن پرست هستند اینها!
۲
شیران شرزه هستیم هرچند کوه دردیم
با دست های خالی یا سنگ در نبردیم
می گفت پیروانی..ها..شاغلام این را..
ما با تفنگ بادی با ژِ سه جنگ کردیم!
پدرام اکبری
شاعران فارس
24
ای خاک کهن شکوه دیروز تویی
آیینه خورشیدِ شب افروز تویی
از هر طرفی اگر که موشک ریزد
داریم یقین همیشه پیروز تویی
سارا بردبار
شاعران فارس
25
پوستری از نمادهای قدیم ایرانی برای دفاع وطن
کار مشترک هنرمندان و شاعران زنجانی ۴
……………….

هر گوشه ی این خاک نگهبان دارد
هر ذره ی پرشکوه آن جان دارد
این کشور سرفراز در طول زمان
رزمنده ی مقتدر فراوان دارد
فرهاد مرادی
شاعران زنجان
پوستر :
رضا نجفلو – زنجان







