پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید
امروز سه شنبه چهارم فرودین ماه و روز 25 جنگ است
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش شانزدهم این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم
در بخش شانزدهم 24 شعر از شاعران ایرانی سراسر کشور را زمزمه می کنیم و می دانیم اهل قلم پای کار وطن هستند.امروز
1
ما پیرو مکتب شهیدان هستیم
رزمنده و دلبسته ی ایران هستیم
تا رهبرمان امر نکرده است هنوز
با پرچممان کف خیابان هستیم
فرهاد مرادی
شاعران زنجان
2
و اما
طنزیمات دیگر
………………
گفتی کسی شبیه مهمان نوازیَت نیست
در سفره دار بودن حد فرازیَت نیست
وراجی ات زیاد است بس کن ترامپ الدنگ
ایران زمین بازی، میدان بازیَت نیست !
پدرام اکبری
شاعران فارس
3
در خاک پاک ایران ایمان ادامه دارد
در این زمین صدای قرآن ادامه دارد
ما پیرو شهادت از نسل آفتابیم
در قلب ما نوای جانان ادامه دارد
وحدت میان مردم در چار سوی میهن
با شور و با حماسه هر آن ادامه دارد
از کیش و قشم و هرمز تا آسمان البرز
از اصفهان و قم تا مهران ادامه دارد
جاری است زندگانی در جسم و جان ایران
در زیر بمب و موشک تهران ادامه دارد
دشمن گرفته جان را جانهای دختران را
خونخواری و شقاوت این سان ادامه دارد
در راه حفظ خاک و کاشانه پایداری
از اولین قدم تا پایان ادامه دارد
در گوشه گوشه ای از این ملک آریایی
غیرت میان لشگر ، گردان ادامه دارد
آتش زدند ما را در جمع بزم یاران
پروانه وار اما پیمان ادامه دارد
اینجا امید و باور با مهر می درخشد
در آسمان این خاک باران ادامه دارد
ایثار و پاسداری با خون ما عجین است
در راه عشق بازی جولان ادامه دارد
با نغمه ی شهادت در گوش می نوازند
اینگونه رقص خون در میدان ادامه دارد
جنگ است تا قیامت مابین حق و باطل
بر خیمه های طاغوت توفان ادامه دارد
از ابتدای خلقت تا لحظه ی قیامت
تزویر و فتنه های شیطان ادامه دارد
تا واپسین ترنم ، در بند بند جانم
میهن ادامه دارد ایران ادامه دارد
عمران علیزاده
شاعران آذربایجان شرقی
4
پروانهی آن شمع شدم تا که بسوزم
در آتش غم شعله کَشم تا بفروزَم
از حال خرابم چو بپرسید، چه گویم
دلسوختهام، در دل خویشم چه بجویم
در ظلمت شب ماه چو تابیده به ناگاه
دیدم همه دلخون و پر از درد و غم و آه
از سوی گلستان خبری شد ز شقایق
گفتا شده پرپر ز جفا لالهی عاشق
آن مکتب ایثار و همان سنگر دانش
خونین شده از دشمن خونیِ چو داعش
ابری شده چشمانم و چون بستر جیحون
ای مهد ادب، من چه کنم با دل پُر خون
آغوش تو شد کعبهی عشقِ وطنِ من
ای مدرسهی طیبه، عشقت سخن من
یا رب چه کنم از غم پائیز نهانم
بنموده همه لالهی عشقم به خزانم
دیدم ز جفا گشته خزان لالهی میناب
دریا شده چشمم ز غمت ای دُرِ نایاب
احزاب دلت گشتم و رفتم دلِ خندق
اما به گلستان تو گشتم گُل زنبق
ای مدرسهای که شجره طیبه گشتی
بر کشور ما قطعهی بینام بهشتی
محمد حمیدزاده
شاعران تهران
5
ساعت شهر،
روی آخرین روزهای سال کهنه میلرزد
موشکها
خفاشهای فلزی جهنماند
و بر فراز آوارِ خانه ها
آواز مرگ میخوانند
در نگاهِ گربههای خیابانخواب،
بازتابِ نوروز،
بمبهای قاتلِ خونریز
بوی باروت میدهد و
شکوفههای گیلاس،
دهانهای باز کوچکیاند
که فریاد ناشنیده را
در هوای سنگین انفجار
قورت میدهند
پدافندها
شبتابهایی
که رگبار ستارههای سرد
بر سینهی آسمان کبود مینشانند
بلاتکلیف،
میان غبار جدایی و
بوی ناپدید نان،
به تقویم پارهپارهی
زیر انگشتان یخزدهی خود
نگاه میکنم
آیا پرندهای
از میان این
خاکستر ترانه،
باز خواهد گشت
و خبر شکفتن
یک
سبزِ
بیانتها
را
خواهد آورد؟!
خاطره سعیدیزاده
6
مشعل فریاد ایران
به لطف این که همچون نوبهاران کشوری دارم
چنان سبزم که در پاییز هم برگ و بری دارم
چه باک از این که پایین افتم از اوج نموحالی
خدای مهربان و حافظ بالاسری دارم
وطن آسیب دید و کام ما شاید کمی تلخ است
از ایمان و عمل معجون شیر و شکری دارم
وطننشناس بیمادر اگر چه بس پریشان است
برایش آرزوی روزهای بدتری دارم
مگر تا بشکند پشت ستم را قدرت ایزد
از آه کودکان و اشک ایشان لشکری دارم
چه غم از این که مردانی به خاک عشق میافتند
که فهرست بلندی همچو ایشان برتری دارم
کجا بیباده خواهد ماند بزم قهرمانیها
چو همچون لاله از خونجوشی خود ساغری دارم
چگونه بشنوم افسون دشمن را در این میدان
که از پنبه به روی زخم خود گوش کری دارم
هجابندی سوت گرم ترکشها مرا شعر است
چو در موج نو میدان از آنها دفتری دارم
کجا این مشعل فریاد ایران خامشی بيند
که از داغ پر پروانهها خاکستری دارم
چو باشد کاروان دست جلوداری توکلمند
چه بیم از این که در ره دشمن غارتگری دارم
در خیبر شود آیینه عبرت یهودان را
به مردستان تاریخ بشر تا حیدری دارم
دکتر عبدالرضا مدرس زاده
شاعران اصفهان
7
با وجودی که داره ، دلبر اَزَت دل میبَره
پاشو سردارِ بسیجی ، پا شو وقتِ هنره
پاشو ایست بازرسیتو ، دوباره احیا بکنی
مردمو خوشحال و دشمنا رو رسوا بکنی
پاشو شهرمون شَبا،ستون نورانی میخواد
بیتو تاریکه حرم، با تو چراغانی میخواد
شَبای شَهرا همه ، منتظرِ شُکُوهِتَن
چِشای ما ، قابِ قدّ و بالای چو کوهِتَن
میدونم از بچّگی ، دلی پُر از امید شدی
میدونم از اوّلم شهید بودی ، شهید شدی
گرچه پایگاه بسیج ، هنوز پُرِ دلاوره
دلامون برای دیدنِ تو ، غرقِ باوره
دلی از عزا نشد برای تو ، در بیاریم
آخه نه مراسمی، نه تَشییعی ، ما دل داریم
مادرا چش بِراهِ چند مجلسِ همدَردیاَن
دخترِ مینابی و گُل پسرِ لامَردیاَن
با وجودی که حالا ، دور تا دورِ آقایید و
گُل میگید،گل میشنوید،همنفَسِ مولاییدو
دعاگوی رهبرِ تازه جوونید ، میدونیم
پای کارِ سوّمین آقا میمونید ، میدونیم
پاشو! سیّدمجتبی تازه کارِش شروع شده
صبحِ وعده نزدیکه . زَمونهی طلوع شده
کاش میشد ماهمگی ، باآقامون دیدارکنیم
جونِ ناقابلمونو ، قربونیِ یار کنیم
ما تو مِیدون میمونیم ، تا یاریِ شما کنیم
یاریِ بچههای خوبِ هوا فضا کنیم
پای لانچر بچهها ! خیالتون راحت باشه
همهی دلاورا ! خیالتون راحت باشه
همه با هم ریشهی صهیونِ پَستو میکَنیم
ریشهی اون سگِ زرد و، اون شُغالو میکَنیم
مدعیِّ گنبد و فلاخنِ داود میشه؟
به همین خیال باشه،دیگه داره نابود میشه
مونده تا قدسِ شریف ، یا حسین از کربلا
باید آماده بشیم ، بریم به سوی نینوا
لشکرِ سُفیانی رو ، فقط ایرانیه حریف
لشکرِ صاحب زَمون ! آمادهی قدسِ شریف
پاسداشت یاد شهدای مظلوم ایست بازرسیهای بسیج
روح الله جعفری نیا
8
پاینده همیشه پرچم و نام وطن
همواره در اهتزاز بر بام وطن
ما را غم یاوه بافی دشمن نیست
دستان خداست بر سر مام وطن
عارف خوشرودی
9
در مزرعه مان نیفتد آفت، هرگز
از دشمن خونریز حمایت، هرگز
تسلیم نمی شویم تا پیروزی
ایران حسین و تن به ذلَّت، هرگز
نوروز رمضانی
10
نمی بایست شیر خفته را بیدار می کردید
اگر کردید، باید زود استغفار می کردید
گذشت آن دوره که دنیا تیول و طِلق دزدان بود
که استعمار می کردید و استثمار می کردید
تمام زورتان کشتار دختر بچه هامان بود
بلد بودید اگر، با مردها پیکار می کردید
شما ای گاوهای شیرده، دورِ خلیج فارس
نباید گرگ های هرزه را پروار می کردید
نمی بایست با قوم یهود از پشت می بستید
و در ظاهر به ما مهر و وفا اظهار می کردید
دخیلِ عافیت بر قلعه خیبر نمی بستید
اگر یاد از مَصاف حیدر کرّار می کردید
شیوخِ پَستِ الأزهر، تهی مغزانِ الاَحقَر
که دائم حرف اسرائیل را نشخوار می کردید،
شما که عمری از آیات قرآن نان درآوردید
چرا با خونِ خلق روزه دار افطار می کردید؟
چه شد حالا به دست و پای غربِ وحشی افتادید؟
شما که قدرت خاکِ مرا انکار می کردید
جهان دیگر به کام نحس کفتاران نخواهد بود
نمی بایست شیر خفته را بیدار می کردید
عباس احمدی
11
“فقط یک سر” نشسته روی آوارِ پریشانی
خدایا مرهمی باید برای دردِ حیرانی
نگاهی سرد و خاکسترگرفته گوشهای تبدار
وطن را میفروشد با نگاهش قاتلِ جانی
چگونه زخمِ پیراهن به جان قاصدک افتاد
خبر را برده از پستو به گندمزار، عریانی
گلوی سرخِ نیلوفر بگیرد دامنِ شب را
ستانَد عاقبت مشتِ گره، تاوانِ ویرانی
اگر امروز میبارند موشکها به جای نور
رسد خورشیدِ فروردین به رسمِ فرِّ ایرانی
هما از داغ پروانه ندارد لحظهای آرام
بیارد با خودش آرامشی در قرنِ ظلمانی
دکتر ملیحه پیران کاشانی
شاعران اصفهان
12
هر آنکه چشمبهراهِ نتانیاهو ماند
به روزگار، چو خر آمد وُ چو یابو ماند
همانکه خواست کمک از جماعتِ کافر
کمک رسید وُ از او نیز، آبلنبو ماند!
به شاهزاده بگو بهرِ ما نسوزان دل
بگیر همسر خود را که پای هندو ماند!
قطر اگر که شده گاو شیرده، چه عجب؟
به جای بمب از آنها هزار بامبو ماند
به پرخوریِ عرب، وزن شعر، سنگین شد
ضرررسانیِ این قوم تا به هر سو ماند
ترامپ با غم اسناد اپستین چه کند؟
که روسیاهیِ آن تا به روی باکو ماند
سگان زرد! شکایت کنید از اینکه
به اسم و رسم شما این کریهِ بدبو ماند
علی محمد ابراهیمی شیرازی
شاعران فارس
13
دیوانه ترامپ عشق شهرت دارد
از قدرت ما بسی که وحشت دارد
ای مردک بی دین مزن حرف گزاف
چون ملت ایران ز تو نفرت دارد
محمد حمیدزاده ” دلسوز “
14
هابیل ها دارَند با قابیل، میجَنگند
دارَند با فِرعونها در نیل، میجَنگند
با اَبرَهِه، خِیلِ اَبابیلانِ این عالَم
همراه با بارانی از سِجّیل، میجَنگند
یارانِ ابراهیم، با شیطانیانِ دَهر
با ذِبحِ صدها مثلِ اسماعیل، میجَنگند
دریادِلانی که عَذابِ ایلِ ابلیساند
با جان و دل، دارَند با این ایل، میجَنگند
مظلومهای مُقتَدِر با جانپناهِ ظُلم
تا که به گورِستان شَوَد تبدیل، میجَنگند
با دستِ حیدر ذوالفقار و قَدر و خُرمشهر
جانانه در جَنگی که شُد تَحمیل،میجَنگند
خیبر شِکنها لَحظه ای از پا نمی اُفتَند
تا لحظه ی پایانِ اسرائیل، میجَنگند
ایران همیشه مَردِ میدانهای پِیکار است
بیچاره آنهایی که با این پیل،میجَنگند🍃
وحیداشجع
شاعران لرستان
15
نابودی کامل و هدف ، اسرائیل
تحقیر رژیم ناخلف ، اسرائیل
از ترس سپاه و وعده صادق ما
میبُرد پناه هر طرف ، اسرائیل
علیرضا ابراهیمپور گیلانے
16
در سینه آذرخشی، از عشقِ خاکِ وطن،
نبردِ حق و باطل، در رگِ هر مومن.
زِ سَروِ شهادت، قامتی افراشته،
«رهبر» به خونِ «شهیدان» راه را ساخته.
«فرماندهانِ شهید»، با گامهای استوار،
شکستند لشکرِ کفر، در دلِ کارزار.
«ناوِ دنا» سرافراز، در خلیجِ همیشه پارس،
چو کوه ایستاده، پاسدارِ این آب و خاک و نَفَس.
«دخترانِ میناب»، با نجابت و وقار،
حماسهها ساختند، در اوجِ افتخار.
از دلاوریهاشان، قصهها گویم،
که مرد و زن در این خاک، همنوا با هم، روییم.
به پشتوانه «رهبر»، در خیابانها حاضر،
مردم، شبانهروزی، در راهِ حق، سرفراز.
بیهراس از دشمن، چون کوهی استوار،
روشن از نورِ ایمان، در این انقلاب، بیدار.
آه، «اسرائیل کودککش»، لکهدارِ ننگ،
که در پروندهات، جز خون و ظلم نیست رنگ.
«آمریکا» و «ترامپ»، دروغ میبافند،
با عهدِ شکسته، خویش را مییابند.
اربابانِ دروغین، در «جزیرههایِ» پلشت،
نقشهها دارند باطل، در پیِ فتح و گشت.
ولی بدانند این را، که عزمِ ما، راسخ است،
پوزهیِ اربابان، به خاک، آمیخته است.
به گوشِ دل شنیدیم، صدایِ «رهبر»ِ ما،
که فرمود: «نه به مذاکره»، با این همه بلا.
با سازش و تسلیم، راه به جایی نبریم،
جز ذلت و خواری، از این راه، ما نخریم.
از جان گذشتگیها، از نیروهایِ جانفدا،
نظامیانِ پاینده، در عشقِ این آب و خاک، فدا.
«دریایی»، «زمینی»، «هوا فضا»، پر از شور و نوا،
ایستادهاند با قدرت، تا آخرین نفس، رها.
موشکهایِ «هایپر سونیک»، چون برق، در آسمان،**
میشکافند سپرها را، با قدرتی بیکران.
دشمن گوید: «بردِ ما، چهار هزار کیلومتر است»،
غافل از آنکه، عزمِ ما، برتر از هر باور است.
«خیبر شکن» زِ غضب، بر دهانِ کاذب.
«خوشهای» از آتش، بر سرِ دشمن دون،
میبارد انتقام، از این خاکِ پر خون.
«شهدایِ جاویدالاثر»، گمنام و بینشان،
در اوجِ فداکاری، رفتند سویِ جنان.
و «مجتبی»، طفلِ سه روزه، در آغوشِ مادر،
لالهیِ پرپر گشته، در این راهِ پر شرر.
از خونِ پاکِ شهیدان، قسم، سویِ «انتقام»،
رویم با عزمی راسخ، بی هیچ شک و گمان.
این راهِ ماست، این رسمِ ماست، تا ابد،
«انتقام»، «انتقام»، «انتقام»، بر لب، تا به ابد.
یعقوب پایمرد
شاعران لرستان
17
خط مقدم
میرسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنهها دور از خیابان شما
تا حریم حضرت خورشید جاری میشود
پرتو «نورٌ علی نور» از خیابان شما
این همان خط مُقدم هست و اینجا سنگر است
ای عزیزان! چشم بد دور از خیابان شما
راستی هرلحظه میگیرند نیرو و توان
مرزبانانِ سلحشور از خیابان شما
تا بریزد آتش حسرت به قلب دشمنان
دست از رزمنده، دستور از خیابان شما
بشکند دستِ منافقپیشهٔ شیطانصفت
قطع گردد پایِ مزدور از خیابان شما..
میرسد تا مسجدالاقصی اگر همت کنید
این همه فریاد پرشور از خیابان شما
محمدجواد غفورزاده
شاعران زنجان
18
خط مقدم
میرسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنهها دور از خیابان شما
تا حریم حضرت خورشید جاری میشود
پرتو «نورٌ علی نور» از خیابان شما
این همان خط مُقدم هست و اینجا سنگر است
ای عزیزان! چشم بد دور از خیابان شما
راستی هرلحظه میگیرند نیرو و توان
مرزبانانِ سلحشور از خیابان شما
تا بریزد آتش حسرت به قلب دشمنان
دست از رزمنده، دستور از خیابان شما
بشکند دستِ منافقپیشهٔ شیطانصفت
قطع گردد پایِ مزدور از خیابان شما..
میرسد تا مسجدالاقصی اگر همت کنید
این همه فریاد پرشور از خیابان شما
محمدجواد غفورزاده
شاعران زنجان
شهید
ایران
جنگ رمضان
وطن
ایران
ملت مقتدر
https://eitaa.com/shaernews
@shaernews
www.shaer.ir
🌺 عشق جاویدان من ایران من🌺
عشق جاویدان من ایران من
کشور زیبای من ، کیهان من
افتخارم در جهان حب الوطن !
مأمن و مأوای من ایمان من
ای وطن ، ای معنی عشق و وفا
ای صفا بخش دل و سلطان من !
ای که در تاریخ خود داری خرد
آفتاب روشن و برهان من !
نغمه های عشق تو دل می برد
شور بر پا کن ، تو خوش الحان من !
سایۀ لطف الهی بر سرت
جان من ای جلوۀ جانان من !
چشم ما روشن به مرز پر گهر
تو شفا بخش دلی ، درمان من !
با قوی مردان میدان نبرد
می زنی فریاد از ایمان من !
« راغبا » حب الوطن ایمان توست
ای وطن ای « عشق جاویدان » من !
علی اصغر راغب
19
لبیک به لب، گوش به فرمان ماییم
آنکس که زند پوزه ی شیطان ماییم
ملعونِ قمارباز، بازنده تویی
پیروز نبرد و مرد میدان ماییم
نوروز رمضانی
20
سلام طنز گیر کردن نتانیاهو در سوراخ یاهمان گِلیف
……………………..
نتانیاهوی مکار زمانه
پیامیم وار ایشیتسن صادقانه
سَن ای تولکو یِریندَن چِخمشان چوخ
دا بیرده قاچماقا هِچ فرصتین یوخ
گءچَنده دار گلیفدَن بندی قیرما
دونوب داله باخیب چوخدا چقیرما
اپستیندَن وارین چوخ خاطراتین
گلیفدَه اورگه نَرسَن واجباتین
اوزون چوخ ییقما تولکی آزجا شولاّ
بو شرح حالی اربابیوه یولاّ
حکایت وار بو سوزلرده حکایت
گیدیب جدّین یانندا ایت شکایت
دِگی نَن شیره منی دوتدی گلیفده
قالان یوخ آبروم گیتدی گلیفده
بلی تولکو بورا ایراندی ایران
بیر آدی کشور شیراندی شیران
حسینعلی نوروزی ویری
شاعران زنجان
21
ما نسل سیاوش یل این دورانیم
از ایل و تبار رستم دستانیم
ما را چه هراسی بوَد از اهریمن
چون” بیژن” و ” گودرز” یلِ ایرانیم
۲
در مکتب جاودانه حیرانم من
شیدای حریم وصل قرآنم من
وابسته ی این خاک خدائی هستم
چون عاشق و دلداده ی ایرانم من
محمد حمیدزاده ” دلسوز “
جنگ رمضان
شاعران تهران
22
غمت بزرگ و خدای غمت بزرگ تر است
شهید زنده ی من! رفتنت پر از خبر است
چقدر گریه و اندوه مانده در جانم …
ببار چشم من اینجا غمی سَرِ جگر است
چقدر مثل یتیمان کوفه بعد علی
دوباره خانه ی مان در فراق یک پدر است
پدر! همان که شبی رد شد از شب طوفان
و گفت عاقبت شام تیره هم سحر است
پدر! همان که به لبخند و لحن محکم خود
هزار بار به ما گفت آخرش ظفر است
به مشت های گره کرده اش قسم دشمن
به خون نشسته و هر لحظه اش فقط ضرر ست
یقین که هر که تعدی کند به این کشور
نصیب و قسمت او تیغ و تیزیِ تبر است
به آن کسی که به پرچم دخیل بسته بگو
چه بیم از زر و زور و تفنگ پر خطر است
کلاغ قصه از این پس بگو به هر که شنید:
فقط وَطن، وَطَن و حُبِ بر وَطن خبر است!
فرزانه شفیعی
شاعران اصفهان
23
چگونه از تو بگویم عزیز من ایران
که از غمت به خروشم، بگو سخن ایران
بگو که خاک تو از خون لاله ها سرخ است
کجاست موطن این تن؟ به جز وطن ایران
دوباره قرمز و سبز و سپید هم دست اند
که پرچمت بشود جای پیرهن ایران
شناسنامه ی من با تو هویت دارد
چه دارد آن که ندارد تبت به تن ایران
درون خاک تو صدها هزار آرش هست
هدف بگیر و به دشمن شتک بزن ایران
غمت نباشد از این روزهای طوفانی
فدای تو دل و دست و سر و بدن ایران
وصیت این که: شهیدت اگر شدم روزی
تو پرچمت بشود بر تنم کفن ایران
فرزانه شفیعی
شاعران اصفهان
24
از ” ترامپیات ” طنز
با نتانیابو مشو
همکار شیطان ای ترامپ
باج می گیری هنوز
از “این” و از “آ ن ” ای ترامپ
خواب دیدم می دوی
باخشم سویم زین جهت
زیر چشمت کاشتم
من هم بادمجان ای ترامپ
من درآن سوی جهان
هرگز حریفت نیستم
گرابر مردی بیا
این سوی میدان ای ترامپ
گررسیدی حومه ی قزوین
کمی هشیار باش
می شوی غافل فقط
بایک بالام جان …ای ترامپ
ازنژاد گاوهایی
گربیایی میشوی
درکویر لوت ما
غول بیابان ای ترامپ
ما به جز تحریم ها
خیری ندیدیم ازشما
کاش یک شب له شوی
در زیر پیکان ای ترامپ😊
محمد حسنی
شاعران زنجان







