لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
گذری از قلب
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی :

قالب تخصصی اشعار :

قالب شعر: شعر سپید


بازگشتم به آغو*ش تو، ای تنها مأمن دل‌شکسته‌ام
چون موجی خسته که پس از سفر دریا، به ساحل عشق تو می‌آید
راه‌ها همه بسته شدند در نظرم
مانند هزارتوی بی‌انتهایی که تنها کلیدش یاد توست؛
تو را می‌جویم در این شب تار
چون کرم‌نوری که در تاریکی، ماه را می‌جوید و نمی‌یابد…
جانم فدای قدم‌های تو باد
پروانه‌ام و شمع رخت، سوختنم باد!​
آرام‌جانم؛
عمری که برایم باقیست، با خیال وجود تو خواهد گذشت،
چون رودی که در مسیرش تنها به دریای عشق تو می‌رسد
گویا خبر رسید، فصل عاشقی رسید،
چون بهار که با خود رنگ‌ها و عطرها را به همراه می‌آورد
گویا نمی‌داند معشوقه‌ی بی‌وفایم خائن است؛
چون سایه‌ای که در نور خورشید پنهان شده و نمی‌بیند
دلی داد به غیر از من،
چون گلی که در دست دیگری شکوفا می‌شود و عطرش را از من می‌گیرد…
دیدن یار محال است، ز یاری نمانده؛
چون پرنده‌ای که در قفس عشق گرفته و آزادی‌اش را فراموش کرده
این دل خسته و عاشق، چون شمعی است که در تاریکی عشق تو می‌سوزد،
و تنها امیدش به بارش باران عشق توست​
برای نبودنت، عزا نگرفته‌ام
چون گلی که در باغی متروک رشد کرده و به خودش افتخار می‌کند
برای نبودنت، تیره نپوشیده‌ام
اما چشم‌هایم چون ابرهای بارانی پر از غم است
اما روزگارم تیره شد؛
چون آسمانی که بدون خورشید باقی مانده است
برای نبودنت، تحسر نکشیده‌ام
اما دل‌تنگی‌ام چون رودی است که مسیرش را گم کرده و تنها اشک می‌ریزد
اما، سنگینی سینه‌ام بی‌داد می‌کند
چون کوهی که باران را به خود می‌کشد و فریاد نمی‌زند
به خط فراموشی رسیدی؛
ولی تو در من و من به فراموشی
چون سایه‌ای که هرگز از نور فاصله نمی‌گیرد…
آزاد نیستم، در زندانی گرفتار شدم؛
که نام‌اش، بی تو است
و در انفرادی، خستگی‌هایم چون زنجیرهایی سنگین به پاهایم بسته شده‌اند…
محکوم شدم به عذاب فراق و تنهایی
چون پرنده‌ای که در قفس عشق گم‌شده است
و هر روز در سکوت این زندانی، فریاد می‌زنم تا صدای تو را بشنوم…​​

آثار دیگر شاعر :