کاش بازگردم
یک نفر باید بیاید، دستِ این آواره را
از حصارِ تن رها و راهی خویشش کند
یک نفر باید بداند کین سر از دامانِ باد
عاقبت سامان نگیرد تا زمینگیرش کند
یک نفر باید که بر زخمِ عمیق و کهنهام
مرهمی باشد و یا زخمی گلوگیرش کند
کاش روزی باز گردم وین منِ ویرانه را
یا که بنیادش زنم، یا آنکه تعمیرش کنم
لااقل کان آشنابیگانه ای کز من جدا افتاده است
قصد جان من کند، من عذر تقصیرش کنم
کاش کین هرزه خیال از عدل گردونم نبود
کز حقیقت دور شوم، بیهوده تحریفش کنم
#بیفیض


