لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

من یا تو

* من یا تو *
دوتایی زیر نورماه نشسته بودند وبا همدیگه می خندیدند تا اینکه ماه کمی خودنمایی کرد و چشم هر دو مجذوبش شد
– ماهوببین داره واسه من می درخشه
– ماه داره از من تعریف میکنه،میگه فقط به خاطر من می تابه
– نخیر آقا منو دوست داره‌، مگه نمی فهمی که اسم من روی زبونشه
– نخیر خانم منو دوست داره ، نمی بینی نگاهش با منه
ساعت ها گذشت سر و صدای جر وبحث هاشون حتی گوش آسمون رو هم کر کرد، خواب همه آشفته شد، ماه هرچه میگفت من ماه همه هستم تو و یکی دیگه فرقی نداره مگه می شنیدن ! تا اینکه خورشید گفت ماه بیا برو صبح شده سر وصدای اینا همه رو دیونه کرده عجب آدمهای خودخواهی !
گرمای آفتاب که صورتشونو آزار داد با هم گفتن : وای ظهر شد …
– همش تقصیر تو بود که نتونستم برم سر کار،حالا جواب رئیسو چی بدم
– تقصیر من یا تو….. مگه فقط تو میری سرکار…….
خورشید بلند گفت : آه.. خدایا باز هم شروع کردند وچشماشو بست و محکم گوشهاشو گرفت…..
20/4/85

نویسنده : شکوفه جباری

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات