قالب شعر: {قالب شعر:35}
من نماندم وخورشید گر دمید وفردا شد
بوكن وببوس ازمن! صبح اگرگلی وا شد
پیش ازآن كه توفانی باخبر شود بشتاب!
درخبراگر گفتند:غنچه ای شكوفا شد
پشت این شب قطبی یك فلق نبود آری!
باحساب ساعت ها روز وشب مجزا شد
حاصل جنونی بود این كه گاه می بینی:
چتر بید مجنونی سایبان لیلا شد
***
مادر من وتو نیز بی خبر پرید ازخواب
زیر دست این بختك خواهر كه زیبا شد؟!
دست خونی اش را باز برده درگریبانش
ما هنوزمی جوییم كو یدی كه بیضا شد ؟!
روی میز صبحانه كوشراب كهنه؟كو؟!
روزنو شد و روزی نو نگشته یغما شد
***
نطفه ی مسیح این باردیر بسته شد هشدار!
هرطرف یهودایی نخل خشك صحرا شد
برتولّدی دیگر جان پناه امنی نیست
عا قبت مسیح ما در جنین یهودا شد


