دیروز قناری کوچولوم رو از قفس بیرون آوردم
و بهش گفتم که برای همیشه آزاده
و می تونه هر جا دلش می خواد بره
و با دوستاش تو جنگل پرواز کنه
باهاش خداحافظی کردم و آزادش کردم.
امروز صبح برگشته و روی قفسش نشسته
نمی دونم دیگه باید براش چیکار می کردم!!!
نویسنده : کامران سید عزیزی
بخش داستان کوتاه | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











