آن چـه هـر شـب بـگـذرد از چـرخ فـریاد مـنـسـتو آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منستآن چـه بـر من کـارها را سـخـت می سـازد مدامبـی ثبـاتی های صبـر سست…
| آن چـه هـر شـب بـگـذرد از چـرخ فـریاد مـنـسـت | و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست |
| آن چـه بـر من کـارها را سـخـت می سـازد مدام | بـی ثبـاتی های صبـر سست بـنیاد منست |
| عـشـق می گوید ز من قصـر بـلا عـالی بـناسـت | هجـر مـی گـوید بـلـی امـا بـامـداد مـنسـت |
| مــی گــریــزد صــیــد از صــیــاد یــارب از چـــه رو | دایم از من می گـریزد آن کـه صـیاد منسـت |
| مــن ز در بــیـرون و اهـل بــزم انــدر پــیـچ و تــاب | کان پری را چشم بـر در گوش بـرداد منست |
| امشـبـم مـحـروم ازو امـا بـسـی شـادم کـه غـیر | این گمان دارد کـه او در وحـدت آبـاد منسـت |
| از شعف هر دم که نظم محتشم سنجید و گفت | آن که خواهد گور خـسرو کند فرهاد منست |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











