دوسـتـم بـا تـو بـه حـدی کـه ز حـد بـیرونسـتدشـمنم نیز بـه نوعـی که ز شـرح افـزون اسـتمعنی دوستی از گفت و شنو مستغنی استصـورت دشـمـنـی آن بـه کـه نـگـ…
| دوسـتـم بـا تـو بـه حـدی کـه ز حـد بـیرونسـت | دشـمنم نیز بـه نوعـی که ز شـرح افـزون اسـت |
| معنی دوستی از گفت و شنو مستغنی است | صـورت دشـمـنـی آن بـه کـه نـگـویـم چـونـسـت |
| دامـن عـصـمـت گـل چـون دردا ز صـحـبـت خـار | اشـک بــلـبــل نـتــوان گـفـت چـرا گـلـگـونـسـت |
| پـای خـسـرو اگر از دسـت طمع در گل نیسـت | کـوه کـن تــا کــمـر از گـریـه چــرا در خــونـســت |
| وادی رشـک مـقـامـیـسـت کـه از بـوالـعـجـبـی | لـیلـی آنجـا بـه صـد آشـفـتـگـی مـجـنون اسـت |
| دارد از دســت رقـیـبــان دلـی از بــیـم دو نـیـم | سـگ لـیلـی کـه ز حـی پـیک ره هـامـون اسـت |
| بـوالـهوس راسـت ز خـوبـان طـمع بـوس و کـنار | ورنه عاشق به همین گفت و شنو ممنون است |
| تـرسـم آخـر کـنـدت عـاشـق و مـفـتـون رقـیـب | فـلـک ایـن نـوع کـه بـر رغـم مـن مـحـزون اسـت |
| مـحـتـشـم بـشـنـو و در عـذر جـفـاهـا مـشـنـو | سـخـن او کـه یک افـسـانه و صـد افـسـونـسـت |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











