مـرا صـد آه یکـبـار از دل صـد چـاک می خـیزدبه قدر شق سیاهی از زبان خامه می ریزدصـفای ظـاهر از دل کی زداید زنگ بـاطـن را؟همان دود از نهاد شمع کافوری سـ…
| مـرا صـد آه یکـبـار از دل صـد چـاک می خـیزد | به قدر شق سیاهی از زبان خامه می ریزد |
| صـفای ظـاهر از دل کی زداید زنگ بـاطـن را؟ | همان دود از نهاد شمع کافوری سـیه خـیزد |
| بـه تـردستـی زبـان خصم را کوتـاه کن از خود | کـه خـار تـر بـه دامـن راهـرو را کـمـتـر آویـزد |
| سیاهی کی برد رخت سفید از طینت زاهد؟ | همان دود از نهاد شمع کافوری سـیه خـیزد |
| نظـر بـر صـبـح دارد گریه شـبـخـیز من صـائب | که انجم تخم خود را در زمین پـاک می ریزد |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











