کـدام ســرو ز ســنـبــل نـهـاده بــنـد بــه پــایـتکه بـرده دل ز تـو ای دلبـران شـهر فـدایتغـم کـه کـرده خـلـل در خـرام چــابــکـت ای گـلز رهـگـذر کـه…
| کـدام ســرو ز ســنـبــل نـهـاده بــنـد بــه پــایـت | که بـرده دل ز تـو ای دلبـران شـهر فـدایت |
| غـم کـه کـرده خـلـل در خـرام چــابــکـت ای گـل | ز رهـگـذر کـه در پــاخـلـیـده خـارجــفـایـت |
| سـیاسـت کـه ز اظـهار عـشـق کـرده خـموشـت | که حرف مهر کسی سر نمی زند ز ادایت |
| اشـارت کـه سـرت را فـکـنده پـیش بـه مـجـلـس | کـه بـسـتـه راه نـگـه کـردن حـریف ربـایـت |
| ســفــارش کـه تــو را راز دار کـرده بــدیـن ســان | کـه مـهـر حــقـه راسـت لـعـل روح فـزایـت |
| گهی بـه صـفـحـه رو زلف می نهی کـه بـپـوشـد | شـکـسـتـه رنگی رخـسـار آفـتـاب جـلایت |
| گهی بـه سـنبـل مو دسـت میکـشـی کـه نگردد | دلیل عـاشـقـی آشـفـتـگـی زلـف دوتـایت |
| تـو از کجـا و گرفتـن بـه کوی عـشـق کسـی جـا | سـگ تـصـرف آن دلـبـرم کـه بـرده ز جـایت |
| اگـر نـه جــاذبــه عـاشـقـی بــدی کـه رسـانـدی | عـنان کـشـان ز دیار جـفـا بـه ملک وفـایت |
| مـتــاز کـم ز نـکـویـان سـمـنـد نـاز کـه هـسـتـی | تـو از بــرای یـکـی زار و صـد هـزار بــرایـت |
| به محتشم که سگ توست راز خویش عیان کن | که چون جریده بـه آن کو روی دود ز قفایت |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











