گـوی مـیدان مـحـبـت سـر اهل نظـر اسـتگرد این عرصه مگردید که سر در خطر استســیـنــه تــنــگ پــر از آه و تــنــگ پــرده رازچون کنم آه که یک پـرده و صد …
| گـوی مـیدان مـحـبـت سـر اهل نظـر اسـت | گرد این عرصه مگردید که سر در خطر است |
| ســیـنــه تــنــگ پــر از آه و تــنــگ پــرده راز | چون کنم آه که یک پـرده و صد پرده در است |
| چـو هـنـر سـوز تــو گـه دود بــرآرد ز جــهـان | که بـسوزی تـو و دود از تـو نخـیزد هنر است |
| گــشــت دیـر آمـدن صــبــح وصــالـم گـوئی | که شب هجـر مرا صبـح قیامت سحـر اسـت |
| مژده ای دل که به قصد تو مهی بسته کمر | که کـمر بـسـتـه او صـد مه زرین کـمر اسـت |
| غــیـر مـیـرد بــه تــو هـرگـاه قـریـنـم بــیـنـد | این چـو فرخنده قران های سعادت اثـر است |
| تـیغ بـر کف چـو کنی قـصـد سـرمشـتـاقـان | بـر سر محـتـشم کز همه مشتـاق تـر است |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











