به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد استبه یاد روی تو دردی، طبیب صد درد استهـزار جــان مـقــدس فــدای روی تــو بــادکـه زیر دامـن زلـف تـو سـایه پـرورد اسـ…
| به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است | به یاد روی تو دردی، طبیب صد درد است |
| هـزار جــان مـقــدس فــدای روی تــو بــاد | کـه زیر دامـن زلـف تـو سـایه پـرورد اسـت |
| بــه روزگـار هـوای تــو کـم شــود نـی نـی | هوای تـو عرضـی نیسـت مادر آورد اسـت |
| رسـول من سـوی تـو بـاد صبـح دم بـاشـد | ازین قبـل نفس بـاد صبـح دم سـرد اسـت |
| سـپـر بـه مهر فکندم گمان بـه کینه مکش | بـه تـیر غـمزه بـگو کـو نه مرد ناورد اسـت |
| بـه دل اسـیر هـوای تـو گـشـت خـاقـانـی | اگر به جان بـرهد هم سعادتی مرد است |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











